کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 واکنش به خیانت مرد (مشاوره فردی، زمان‌بندی برای تصمیم‌گیری)
 شیر و گربه‌ها (عدم تحمل لاکتوز، جایگزین‌های ایمن)
 علل استفراغ سگ (مسمومیت، التهاب معده، بلع جسم خارجی)
 تجدید عشق همسر (غافلگیریهای عاطفی، گفت‌وگوهای عمیق)
 تغذیه جوجه عروس هلندی (سرلاک مخصوص، دفعات تغذیه هر 2 ساعت)
 ترس از تعهد (ریشه‌های کودکی، تجربیات رابطه قبلی)
 نگهداری خرگوش مینیاتوری (قفس مناسب، نیاز به جویدن روزانه)
 نشانه‌های پشیمانی خیانت (تغییر رفتار پایدار، جبران عملی)
 فروش عکس AI (انتخاب پلتفرم‌های Shutterstock، تنظیمات رزولوشن)
 درآمد از همکاری در فروش دوره‌ها (تبلیغ در لینکدین، ساخت ریویو واقعی)
 ترجمه با AI (ترجمه کتاب، زیرنویس ویدیو، ابزارهای Trados+AI)
 علت پف کردن عروس هلندی (استرس، بیماری تنفسی، تنظیم دمای محیط)
 زندگی پس از خیانت (بازسازی اعتماد، مشاوره زوجین)
 رهایی از وابستگی ناسالم (تقویت استقلال مالی، گسترش شبکه اجتماعی)
 رازهای رابطه سالم (قدردانی روزانه، تفریحات مشترک)
 عفونت عروس هلندی (آنتیبیوتیک‌های مجاز، قرنطینه پرنده)
 درآمد از اپ موبایل (تبلیغات درون‌برنامه‌ای، خریدهای داخلی)
 تغذیه سگ ساموید (نیاز به پروتئین بالا، مکمل‌های مفید برای پوست)
 برنامه غذایی طوطی گرینچیک (میزان میوه مجاز، دانه‌های ضروری)
 تکنیک‌های Semrush (تحلیل رقبا، رصد کلمات کلیدی)
 ابراز احساسات به همسر (نامه‌نویسی، زبان عاطفی پنج گانه)
 کسب درآمد دانشجویی
 مدیریت اضطراب رابطه
 فروش محصولات دیجیتال
 بازاریابی برونگرا آنلاین
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید




جستجو


 



 

۲-۱۵- مفهوم بهداشت روانی

 

بهداشت روانی[۲۶] علمی‌است برای بهزیستی ، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش آمدهای زندگی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه ، دانشگاه ، محیط کار و … را در بر می‌گیرد ، در بهداشت روانی انچه بیش از همه مورد نظر است ، احترام ، شخصیت و حیثت انسان‌ها است. و تا هنگامی‌حیثیت و احترام افراد برقرار نشود ، سلامت فکر، تعادل روانی و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی‌نخواهد داشت . روی این اصل ، بهداشت روانی را دانش یا هنری می‌دانند که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش‌های صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری حاصل نموده و برای حل مشکلات از راه‌های مطلوب اقدام نماید(خیاطی ، ۱۳۹۰).

 

اصول بهداشت روانی

 

بهداشت روانی بر پج اصل استوار است .

 

  1. احترام به شخصیت خود و دیگران.

هر فرد سالم احساس می‌کند که مردم او را می‌پسندند و خود او نیز از این رفتار خشنود است. بدین معنی که فرد از نظر اخلاق و رفتار مقبول خود و دیگران است. یعنی شخصیت سالم ، این ویژگی را دارست که فرد همان رفتاری با دیگران دارد که توقع دارد با او همان رفتار شود.

 

  1. شناختن محدودیت‌های خود و دیگران

همیشه باید با واقعبت‌ها آشنا بود و آن ها را قبول کرد ،چرا که با این عمل می‌توان از حداکثر استعداد و قوای خود استفاده کرد .لازم است که هر فرد حدود استعدادهایش را بداند . با این شناخت از سعی بیهوده به منظور دستیابی به مقصودی که امکانات جسمی‌و روانی آن را ندارد ،خود داری کرده واز استعدادها و منابع دیگر خود استفاده می‌کند .

 

  1. دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.

چون هیچ پدیده ای خود به خود به وجود نمی‌آید و هر رفتاری که از هر انسانی سر می‌زند ، معلول عواملی است؛ مثلا وقتی شخص ترس و وحشت از خود نشان می‌دهد ،در نتیجه ی عاملی ترسناک این وحشت بر او مستولی شده است.

 

۴٫رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود او است.

 

هر رفتاری که از ما سر می‌زند از جسم و روان ما منشا می‌گیرد . به بیان دیگر تن تابع روان است و هیچ عاملی به طور مستقل از سایر اعمال و خصوصیات موجود بروز نمی‌کند.

 

۵٫شناسایی محرک هایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می‌شود.

 

افرادمختلف به اشکال متفاوتی ،رفتار انجام می‌دهند .یعنی هر رفتاری که از یک فرد سر می‌زند ،ناشی از نیاز اوست که گاهی این نیاز در واقع چیزی نیست جز نوعی محرک .پس با شناخت محرک‌ها و به طور کلی نیازها، علت رفتار هر فرد را می‌توان درک کرد (خیاطی ، ۱۳۹۰).

 

بهداشت روانی و استرس [۲۷]

 

هنگامی که به موقع باید در جلسه امتحان حاضر شویدو خوذ را گرفتار ترافیک شدید خیابان می‌بینید ؛یا نیاز به خواب را احساس می‌کنید و گرم بودن هوا ،سرو صدای افراد خانواده ،صدای بلند رادیو ،خواب و استراحت را برای شما غیر ممکن می‌سازد . حالا کذام مطلب این حس درونی را در شما به وجود می‌آورد ؟ این چیزی نیست جز واژه ای که روان شناسان آن را استرس نامیده اند.

 

تمام زندگی افراد شامل یک سری تطبیق‌ها در جهت رسیدن به نیازهای روانی ،اجتماعی و بیو لوژیکی است. حوادث و رویدادهای زندگی به خودی خود ایجاد استرس و فشار عصبی نمی‌کنند. بلکه این نحوه نگرش ما نسبت به اتفاقات و رخدادهاست که منجر به استرس می‌گردد (خیاطی ، ۱۳۹۰).

 

بهداشت روانی و اضطراب [۲۸]

 

ریشه‌های اضطراب از سرخوردگی نیازهای تامین نشده منشا می‌گیرد و در فرد عدم تعادل ایجاد می‌کند که با تغییر در رفتار تظاهر پیدا می‌کند . ترس و تشویش ،شک و تردید،عدم قدرت اتخاذ تصمیم ،احساس بیچارگی،حساسیت و عصبانیت زیاد،از نشانه های مختلف رفتارهای فرد مضطرب است . حالا باید چکار کنیم که اضطراب مانع موفقیت ما نشود؟

 

تفکر مثبت ،مشکل گشای ما خواهد بود .شما که درس خود را خوب خوانده اید و بارها تمرین‌ها را مرور کرده اید ،حال چرا از بازگو کردن آن ها ترس در دل داشته باشید. شما که توانایی‌های خود را بارها آموزده اید،چرا یک دفعه بدون دلیل خود را عجز و ناتوان می‌ یابید (خیاطی ، ۱۳۹۰).

 

مطلب دیگر این که برای کاهش اضطراب ،خود را در شرایطی مثل شرایط تنش زا قرار دهید تا این ترس کاذب از شما دور شود. مثلا اگر از جلسه امتحان و امتحان دادن می‌ترسید ، خود را قبل از امتحان رسمی‌بارها در امتحانات متفرقه شرکت دهید. به عنوان مثال شرکت در کنکورهای آزمایشی قبل از شرکت در کنکور اصلی و … (خیاطی ، ۱۳۹۰).

 

الگوها و رویکردهای مهم راهنمایی و مشاوره

 

نظریه پردازان مختلف الگوها و رویکردهای گوناگونی را برای مداخلات مشاوره ای ابداع کرده‌اند. هر کدام از این رویکردها از خواستگاه فلسفی معینی پیروی می‌کند و در واقع مبنای انسان شناسی نظریه پردازرا به نمایش می‌گذارد. به عنوان مثال مکتبی که معتقد است ماهیت انسان به وسیله ی محیط یا نیاز‌های درونی او تعیین می‌شود ،با مکتبی که انسان را موجودی قادر به انتخاب و دارای آزادی می‌پندارد، مشترکات اندکی خواهد داشت . البته در بسیاری از نظریه ها شباهت‌های نیز وجود داردمثلا پاترسون [۲۹] (۱۹۸۰) می‌گوید همه موافق این گفته هستند که انسان قابلیت تغییر کردن یا حداقل حالت تغییر پذیری را دارا است . موارد مشترک دیگرنظریه‌ها از دیدگاه وی عبارتند از :

 

۱٫همه ی رویکردها متعتقدند که اختلال یا تعارض در مسائل حل نشده ، نامطلوب است و به تلاش برای تغییر یافتن نیاز دارند.

 

۲٫همه ی رویکردها به تاثیر آینده ، یعنی نقش خواست‌ها ، امیدها و انتظارات مرتبط با آینده در رفتار زمان حال اذعان دارند.

 

رویکرد عاطفی – مراجع محوری

 

کارل راجرز موسس رویکرد مراجع محوری ، دیدگاه خود را در چهار قسمت اساسی بیان نموده است:

 

۱٫اعتقاد داشتن به شان و ارزش هر فرد ؛ راجرز معتقد است که تمامی‌افراد حق دارند که افکار و عقاید خاص خود را داشته باشند و بر سرنوشت خود کنترل نمایند. همچنین تا جایی که به پایمال کردن حقوق دیگران منجر نشود ،در دنبال کردن علایق خود آزادند.

 

۲٫داشتن دیدگاهی ادراکی از رفتارراجرز بوضوح تأکید دارد راه هایی که افراد به آن شیوه رفتار می‌کنند و خود را با موقعیت‌ها وفق می‌دهند ،همیشه با ادراک آن ها از خود و موقعیت همخوان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:30:00 ب.ظ ]




 

طرح پیش آزمون وپس آزمون با گروه کنترل وآزمایش جدول ۱-۳

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه ها پبش آزمون متغیر مستقل پس آزمون انتخاب تصادفی آزمایش O2 X O1 R کنترل O1 _ O 2 R

۴-۳- جامعه ونمونه آماری وروش نمونه گیری تحقیق:

 

جامعه آماری را می توان این گونه تعریف کرد جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر ‌و افرادی که در

 

دریک مقیاس جغرافیایی مشخص(جهانی، منطقه ای، محلی یا مکانی) دارای یک یاچند صفت مشترک

 

باشندحافظ نیا، ۱۳۸۹).

 

جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کودکان پیش دبستانی ۵-۶ ساله شهرستان سرپل ذهاب در سال ۹۲-۹۳ است.

 

تعداد ۳۰ کودک پیش دبستانی حجم نمونه این پژوهش را تشکیل داده‌اند. که به شیوه نمونه های دردسترس انتخاب شده اند که ۱۵ نفر در گروه آزمایش و ۱۵ نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند و به دلیل اینکه گروه ها در یک سطح سنی قرار دارد و پیش آزمونی که انجام شده است افراد نمونه جفت سازی شده اند تعداد دو گروه یکسان می‌باشد. و با توجه به محدودیت در جمع‌ آوری اطلاعات و به ویژه در تحقیقات شبه آزمایشی گرد آوری وسیعی امکان پذیر نیست و برای افزایش دقت و اعتبار اقدام به نمونه گیری از گروه در دسترس به عمل آمد.

 

۵-۳- ابزار گردآوری داده ها:

 

ابزار گرد آوری داده ها مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان پیش دبستانی سال ۱۹۶۷ انتشار یافت و در خصوص کودکان ۴ تا ۶ سال می‌باشد فرم تجدید نظر شدۀ ۱۹۸۹ این آزمون نیز منتشر شده است. مقیاس هوش وکسلر برای کودکان پیش دبستانی شامل ۱۱ خرده آزمون است که به دو مقیاس کلامی و غیر کلامی و هوشبهر کل را محاسبه کرد. که در این تحقیق مقیاس کلامی مد نظر است. مقیاس کلامی شامل ۵ خرده آزمون اصلی اطلاعات، لغات، محاسبه عددی، تشابهات، درک مطلب و یک خرده آزمون مکمل (جمله سازی) است یعنی اگر آزمودنی در یکی از خرده آزمون ها شکست بخورد ویا آزمونگر، بنا به دلایلی به نتیجه یکی از خرده آزمون ها نتواند اعتماد کند، می‌تواند ازخرده آزمون مکمل یا پشتیبان استفاده کند.و این آزمونها بر حسب دشواری مرتب شده اند خرده آزمون جمله ها یک آزمون حافظه است که جانشین آزمون حافظۀ عددی ( فراخنای ارقام) در مقیاس کودکان شده است(‌از خوش،۱۳۸۷،ص۶۶).

 

پایایی:

 

آزمون در موقعیت ها و زمان‌های گوناگون دارای نتایج یکسان می‌باشد(سیف،۱۳۸۵،ص۷). پایایی آزمون برای هوش کلامی ۰۸۶/۰گزارش شده است برای تعیین و اعتبار این روش از روش دوباره سنجی استفاده شده است. در تحقیقی که شهیم و رضوی (۱۳۶۹) بر روی کودکان پیش دبستانی انجام دادند ۰۸۳/۰ درصد می‌باشد که به یکدیگر نزدیکترند و تفاوت قابل ملاحظه ای با هم ندارند.

 

روایی:

 

منظور از روایی این است که آزمون باید چیزی را اندازه گیری کند که برای آن ساخته شده است. به عنوان مثال، آزمونی ممکن است برای اندازه گیری میزان هوش ساخته شده باشد، ولی به غلط آن را به عنوان آزمون شخصیت معرفی کنند. گرچه امکان دارد این آزمون دارای اعتبار باشد، یعنی، در زمان‌های مختلف نتایج یکسان را ارائه دهد، ولی چون شخصیت را ارزیابی نمی کند، روایی ندارد(‌از خوش، ۱۳۸۷،ص۱۳). در تعیین درجۀ روایی مقیاس تحلیل چندی صورت گرفته که نتیجه آن نشانگر قابلیت استفاده از مقیاس به صورت ابزار مطمئن در سنجش هوش کودکان ایرانی است. وکسلر همبستگی زیر آزمون های مختلف را نشانه بر روایی آزمون خویش تلقی می‌کند بررسی این همبستگی ها نشان از آن دارند که زیر آزمون ها همه با هم همبستگی مثبت دارند و در عین حال زیر آزمون های کلامی همبستگی بیشتری نشان می‌دهد.

 

۶-۳- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها:

 

درپژوهش علمی، هر پدیده ای که مورد مشاهده، شمارش یا اندازه گیری قرار گیرد یک داده تجربی خوانده

 

می شود. برای آن که داده های تجربی از حالت یک مجموعه نامنظم و بیسامان به صورت یک مجموعه ای

 

نظام دار و متشکل در آوریم، لازم است آ نها را با بهره گرفتن از روش های معین، تلخیص، تنظیم، و طبقه بندی

 

کنیم و به صورت جداول و نمودارهای آماری نمایش دهیم. از وسایلی که پژوهشگران عموماً از آن برای ساز

 

مان دادن داده های خود استفاده می‌کنند، علم آمار است(هومن،۱۳۸۴).

 

۷-۳-۱- آمار توصیفی:

 

به منظور نمایش چگونگی ویژگی نمونه های مورد مطالعه در حوزه آمار توصیفی از شاخص مرکزی و پراکندگی «درصد، میانگین، انحراف معیار و ترسیم جداول فروانی» با هدف دسته بندی، آزمودنی ها از نظر ویژگی های مختلف و توصیف جامع آماری استفاده گردید.

 

۸-۳-۱- آمار استنباطی:

 

در این پژوهش برای آزمودن فرضیه‌ها از تحلیل کواریانس استفاده می شود تحلیل کواریانس ابزار مناسبی

 

برای کنترل تفاوت ها اولیه بین گرو ها است نقش تجزیه و تحلیل کواریانس آن است که ‌گروه‌های مورد

 

مقایسه را بر اساس یک یا چند متغیر کنترل کننده، یکسان می‌کنند زیرا پژوهشگر همیشهنمی تواند گروه

 

ها را برای مقایسه انتخاب کنند که در تمامی متغیرها به استثنای مورد مطالعه هم تراز یا یکسان باشند.

 

از آزمون کولموگوف اسمیرنف برای توزیع یک صفت با توزیعی که برای آن درجامعه مفروض است مقایسه می شود و نیز از آزمون ام باکس ولاندای ویکلز استفاده شده است.

 

تجزیه و تحلیل کلیۀ داده ها با بهره گرفتن از نرم افزارspss22 انجام می شود

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل آماری

 

۱-۴- مقدمه فصل چهارم:

 

آمار زبان علم و منطق است. آمار علم جمع‌ آوری طبقه بندی و تجزیه و تحلیل داده ها به منظور تفسیر و معنا بخشیدن به آن ها‌ است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:27:00 ب.ظ ]




 

  • برآورد توانایی آزمودنی­ها به سوالات آزمون وابسته است. ‌به این معنی که نمونه ­های متفاوت

سوال به برآورد­های متفاوتی از توانایی افراد مورد سنجش منجر می­ شود. در چارچوب نظریه کلاسیک آزمون، مفهوم توانایی به وسیله نمره واقعی بیان می­ شود. هم نمره مشاهده شده و هم نمره واقعی هر دو وابسته به آزمون مورد استفاده هستند. وقتی که آزمون دشوار است، به نظر می­رسد که آزمودنی توانایی پایینی دارد و وقتی که آزمون آسان است به نظر می‌رسد که آزمودنی دارای توانایی بالایی باشد. ‌بنابرین‏ نمی­ توان یک مقدار توانایی ثابتی را در روی پیوستار صفت مکنون برای آزمودنی به دست آورد. در نتیجه مقایسه آزمودنی­هایی که در آزمون­های مختلف شرکت کرده ­اند، خیلی دشوار است.

 

  • مفاهیم و تعاریف نظریه CTT غیر قابل آزمایش هستند. در واقع راهی وجود ندارد تا معین شود

چه اندازه مفروضه­های نظریه کلاسیک آزمون با واقعیات در ارتباط است.

 

  • یکی از نتایج نظری مدل کلاسیک آزمون، ساخت فرم­های موازی آزمون است. این امر از

لحاظ نظری قابل دفاع است لیکن در عمل، ساخت آزمون­های موازی واقعی غیر­ممکن است. زیرا نمرات

 

واقعی و خطا، ساخت نظری غیر قابل مشاهده دارند و موازی بودن فرم­ها قابل تبیین و توجیه نیست.

 

  • نظریه کلاسیک آزمون، آزمون مدار[۴۲] است. در قالب این نظریه، نمره کل را برای تفسیر در نظر

می­ گیرند. نمره کل­ها می ­توانند با هم مشابه باشند در حالی که توانایی و مهارت­ های افراد با هم متفاوت باشد. این نظریه توجهی به اینکه یک آزمودنی چطور به سوال پاسخ می­دهد ندارد. به عبارت دقیق­تر، این نظریه ما را به پیش ­بینی نحوه عملکرد یک فرد یا یک گروه از آزمودنی­ها در مواجه با یک سوال خاص قادر نمی­سازد.

 

  • نظریه کلاسیک آزمون به اندازه کافی برای توزیع­های نمره مشاهده شده آزمون که اثرات پایه

و سقف دارند دلیل موجهی نمی­آورد، جایی که نسبت بزرگی از نمره آزمودنی­ها در هر دو انتهای پایین و بالای دامنه­ نمره آزمون قرار دارند.

 

  • مجموعه­ متنوع و گسترده ­ای از عوامل می ­تواند نمرات مشاهده شده را تحت­تأثیر قرار دهد،

از جمله چگونگی ساخت سؤالات، اجرای آزمون­ها، نمره گذاری سوالات. در CTT همه این عوامل فقط در اصطلاح خطای تصادفی در مدل آماری گنجانیده شده است.

 

  • اعتبار در نظریه کلاسیک اندازه ­گیری به عنوان ” همبستگی میان فرم­های موازی یک آزمون”

تعریف می­ شود. در عمل مرتفع کردن شرایط تعریف آزمون­های موازی اگر غیر­ممکن نباشد، دشوار است. ضرایب اعتبار موجود، برآورد حد پایین اعتبار را به دست می­ دهند یا برآوردی از اعتبار با سوگیری نامعلوم را فراهم می­سازند.

 

  • خطای استاندارد اندازه ­گیری[۴۳] که تابعی از واریانس و ضریب اعتبار آزمون ‌می‌باشد، فرض

می­ شود که برای همه آزمودنی­ها در همه سطوح توانایی یکسان است. در حالی که، برحسب سطوح مختلف نمرات حقیقی و موقعیت آزمودنی­ها بر روی پیوستار صفت مکنون، خطای اندازه ­گیری متفاوت است و معمولاً آزمودنی­های با توانایی کمتر دارای خطاهای استاندارد اندازه ­گیری بیشتری هستند تا آزمودنی­های قویتر و با نمرات حقیقی بالاتر. علاوه بر آن، خطای معیار اندازه ­گیری به گروه نمونه وابسته است زیرا نمی­ توان آن را جدا از اعتبار آزمون تعیین کرد.

 

نظریه تعمیم پذیری(GT)

 

عوامل مختلفی، نمرات مشاهده شده آزمون را تحت تأثیر قرار می­دهد. در نظریه کلاسیک آزمون، همه

 

این عوامل تحت یک عبارت خطای تصادفی نامتمایز در مدل آماری گنجانیده می­ شود. روان­سنجان برای لحاظ کردن این عوامل و تفکیک آن ها در مدل­های آماریشان، نظریه تعمیم­پذیری را گسترش دادند. بنا به گفته­ی برنان (a2010)، نظریه تعمیم­پذیری چارچوب مفهومی گسترده و مجموعه محکمی از روش­های آماری را برای پرداختن به مسائل اندازه گیری متعدد فراهم ‌کرده‌است تا حدی که، این نظریه را ‌می‌توان به دلیل به کار بستن روش­های تحلیل واریانس[۴۴](ANOVA) به عنوان بسطی از نظریه کلاسیک آزمون تلقی کرد. نظریه کلاسیک آزمون و ANOVA را ‌می‌توان به عنوان والدین نظریه تعمیم­پذیری پنداشت، اما این کودک هم بیشتر و هم کمتر از پیوند ساده­ی والدینش است. اگر چه نظریه تعمیم­پذیری، نظریه کلاسیک آزمون را گسترش داده است، اما همه ابعاد نظریه کلاسیک آزمون در نظریه تعمیم­پذیری وارد نشده است. علاوه بر این، مسائل ANOVA که در نظریه تعمیم­پذیری بر آن تأکید می­ شود متفاوت از مسائلی است که در بسیاری از طرح­های آزمایشی و متون ANOVA غالب است. نظریه تعمیم­پذیری به طور خاص بر روی مؤلفه­ های واریانس[۴۵] و برآوردشان تمرکز می­ کند.

 

در این نظریه با تجزیه واریانس نمره کل به رویه های[۴۶] چندگانه، امکان برآورد درصد واریانس ناشی از هر رویه به وجود می ­آید و از این طریق ‌می‌توان رویه ­ای (منبع خطا) که مقدار مؤلفه واریانس آن و یا مقدار مؤلفه­ های واریانس اثرهای متقابل آن زیاد است را شناسایی کرد و در ادامه با اقدامات مؤثر مقدار واریانس خطا را کاهش داد و فرایند اندازه ­گیری را بهبود بخشید. فرض کنید در بررسی که انجام داده­اید، رویه ارزیاب مؤلفه واریانس بزرگتری دارد. در اینجا ‌می‌توان با افزایش سطوح این رویه (افزایش تعداد ارزیابان) و یا آموزش بهتر برای ارزیابان، به ثبات بهتری در بین ارزیابان رسید. همان­طور که فن و سان[۴۷] (۲۰۱۳) بیان نموده اند؛ این نظریه با مطالعات D برای طرح­های اندازه ­گیری مختلف، به محققین این امکان را می­دهد که تأثیر سطوح اندازه ­گیری[۴۸] را بر روی اندازه اعتبار بسنجند و اندازه اعتبار را در مطالعه واقعی­شان پیش ­بینی کنند. در این راستا محققین می ­توانند با بهره گرفتن از قابلیت انعطاف پذیری و پیش ­بینی این نظریه و با در نظر گرفتن ملاحظات عملی، پروتکل اندازه گیری بهینه­ای را طراحی کنند.

 

در GT، اعتبار مسئله­ای است از نظر درجه­ای که ‌می‌توان از یک مشاهده به جهانی از مشاهدات تعمیم

 

داد (کرونباخ، گلیسر، ناندا و راجاراتنام، ۱۹۷۲، به نقل از براون[۴۹]، ۲۰۰۵). از آنجا که یک اندازه خاص ممکن است به جهان­های بسیار متفاوتی تعمیم داده شود، ‌بنابرین‏ با ضرایب اعتبار مختلفی همراه خواهد بود. ضریب تعمیم­پذیری (اعتبار) یک آزمون، ویژگی تغییر­­ناپذیر آن نیست بلکه تحت تأثیر شرایط اجرای آزمون قرار دارد. بر اساس این نظریه، یک آزمون می ­تواند برای برخی مقاصد معتبر باشد ولی برای مقاصد دیگر کاملاً نامعتبر باشد. ­GT قابلیت کاربرد گسترده ­ای دارد و در زمینه ­های متعددی به کار گرفته شده است.

 

مفاهیم و اصطلاحات در GT

 

بنا به گفته­ی برنان (a2010) مهمترین وجه و ویژگی منحصر به فرد GT چارچوب مفهومی آن است.

 

لذا برای ارتباط برقرار کردن با این نظریه و درک چارچوب مفهومی آن، مفاهیم و اصطلاحات رایج در این نظریه جداگانه و با بهره گرفتن از مثال زیر شرح داده می­ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:37:00 ب.ظ ]




 

به نظر لازاروس- فولکمن تنیدگی، پیامد ارزیابی است نه پیایند آن، یعنی در ابتدا فرد ارزیابی می‌کند آیا موقعیت تنیدگی زا است یا خیر و نه زمانی که در معرض تنیدگی ها قرار گرفت حالت تنیدگی را ادراک کند.

 

ارزیابی: لازاروس- فولکمن (۱۹۸۴) به سه نوع برآورد توسط فرد در سنجش یک رویداد اشاره می‌کند:

 

    1. ارزیابی اولیه: عبارت است از اینکه فرد ‌به این نتیجه می‌رسد که رویداد معینی تنیدگی زاست یا نه و درجه خطرناک بودن آن چقدر است. اما ‌به این معنا نیست که ارزیابی مهم ترین نوع ارزیابی باشد.

 

  1. ارزیابی ثانویه: عبارت است از سنجش در دسترس بودن تمهیدات مقابله ای کافی. وقتی که فرد در ارزیابی اولیه، موقعیتی را تنیدگی زا اعلام کرده و این جا فرد می کوشد به سه سوال از خود پاسخ دهد:

اول اینکه چه راه هایی در برابر من گشوده است؟ دوم احتمال این که من بتوانم راهبردهای لازم را برای کاهش تنیدگی به طور موفقیت آمیز به کار گیرم چقدر است؟ و سوم آیا این روش کارگر خواهد افتاد و تنیدگی من کم خواهد شد یا نه؟

 

  1. ارزیابی مجدد: فرد مکرراً می کوشد ارزیابی های خود را از موقعیت تغییر داده و اصلاح کند و به محض آن که اطلاعات جدیدتری دریافت می‌کند ارزیابی دیگری نیز به عمل می آورد. با این حال ارزیابی مجدد همیشه منجر به کاهش تنیدگی نشده و گاهی اثرات افزایشی دارد. رویدادی که قبلاً بی خطر تلقی می شده ممکن است پس از ارزیابی مجدد آسیب زا، تهدید کننده یا چالش گر تلقی شود (ابراهیمی،۱۳۹۱).

لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) اظهار می‌کنند مقابله عبارت است از تغییر مداوم تلاش های شناختی، رفتاری برای اداره خواسته های ویژه بیرونی یا دورنی که به عنوان عامل تمام منابع یا فراتر از منابع شخصی برآورده شوند (همان).

 

‌بر اساس این تعریف مقابله یک فرآیندی است که بر حسب ارزیابی فرد از میزان موفقیت آمیز بودن تلاش هایش تغییر می‌کند، به علاوه این که مقابله خودکار نبوده و الگو و آموخته ای از پاسخ دهی تلاشمند فرد به موقعیت تنیدگی زا است. بالاخره این که مقابله تلاش برای اداره موقعیت است نه کنترل و تسلط بر آن.

 

لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) سلامتی و انرژی روانی را منابع مهم مقابله خواندند، به نظر آن ها افراد تنومند و سالم بهتر از افراد نحیف، بیمار و خسته می‌توانند خواسته های بیرونی و درونی را اداره کنند. دومین منبع، عقیده مثبت است. یعنی فرد معتقد باشد که می‌تواند با تنیدگی مقابله کند. سومین منبع مهارت حل مسأله است که با عقیده مثبت مرتبط است.

 

مهارت های اجتماعی یعنی توانایی کافی فرد برای همکاری با مردم، چهارمین منبع مقابله می‌باشد. آخرین منبع مقابله ای منابع مادی مثل پول است. در دیدگاه تبادلی لازاروس منابع مادی، اجتماعی برای مقابله با تنیدگی فی نفسه مهم نیستند بلکه این عقیده شخصی و ارزیابی اوست که بالاترین درجه اهمیت را دارد (همان).

 

نظریه آرنولد

 

آرنولد[۵۴] دیدگاهی شبیه لازاروس دارد. اساس نظریه آرنولد (۱۹۶۰) بر این است که کلیه محرک های هیجانی قبل از این که منجر به پاسخ هیجانی شوند در مراکز عالی مغز مورد اولین ارزیابی قرار گرفته و پس از این که برای محرک هیجانی پاسخ مناسب تشخیص داده شد (مرحله تشخیص و انتخاب)، از طریق تالاموس و هیپوتالاموس به محرک مذکور پاسخ هیجانی لازم داده می شود. سپس قشر مغز با بررسی فعالیت های موجد و پیامدها دومین ارزیابی را انجام می‌دهد (بهادری،۱۳۹۲).

 

نظریه جانسون

 

جانسون[۵۵] (۱۹۸۶) بر تأثیرات مخرب استرس ناشی از ناتوانی بلندمدت با موقعیت های تنش زا اشاره ‌کرده‌است. زمانی که ارگانیسم در معرض محرکی آسیب زا قرار می‌گیرد و پاسخ های زیست شناختی برای انسجام و پابرجا نگهداشتن او کافی نیستند، از این رو وی ناتوان از مقابله می شود. در این توصیف مقابله چیزی بیش از موفقیت در مهار درونی (صرفاً فیزیولوژی بدن) نیست. دستگاه های مهار روانی نیز منابعی هستند که در رویارویی با مشکلات عمده زندگی دخیل اند. تعامل های اجتماعی و عوامل محافظ بدن، فرآیندهای روانی پیچیده ای هستند که ممکن است واجد یا فاقد توانایی لازم برای برخورد مؤثر با استرس باشند. برخی از افراد و به احتمال زیاد بعضی از حیوانات در برخورد با مشکلات روانی و جسمانی از توانایی‌های بیشتر برخوردارند، عده ای بهتر از دیگران توان مقابله را دارند. بیانگر تفاوت های فردی بین انسان و حیوان های متفاوت در زمینه ‌پاسخ‌گویی‌ زیست شناختی به محرک های مشخص است (ابراهیمی،۱۳۹۱).

 

۷-۲ پیشینه تحقیق

 

سهیل سعادت و همکاران (۲۰۱۰) طی تحقیقی دریافتند که بیماران مبتلا به ضایعه نخاعی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کمتری را نسبت به افراد سالم تجربه می‌کنند.

 

بنت، جونز، ملوی، چامبراین و تنانت (۲۰۰۲)در پژوهشی دریافتند که میزان کیفیت زندگی بزرگسالان مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی پایین تر از همتایان عادی آن ها‌ است.

 

ناترولوند (۲۰۰۱)نیز در پژوهش های خود به نتایج مشابهی ‌در مورد کیفیت زندگی افراد مبتلا به پلاسیدگی عضلانی دست یافتند.

 

نتایج پژوهش موسوی، منتظری و سروش (۱۳۸۶)نشان داد که کیفیت زندگی زنان جانباز مبتلا به ضایعه نخاعی، در حیطه‌های عملکرد اجتماعی، مشکلات روحی و سلامت روان، از جمعیت عادی ایران کمتر است.

 

شاهنده (۱۳۸۲) در پژوهشی دریافت که میزان کیفیت زندگی افراد مبتلا به آسیب نخاعی، در حیطه های اشتغال، وضعیت اقتصادی، سلامت جسمی و آسایش روانی مشخصا پایین تر از سایر حیطه ها است.

 

نتایج پژوهش اسماعیلی، ‌عالی خانی، غلام عراقی و حسینی (۱۳۸۴) نیزحاکی از این است که خودکارآمدی افراد مبتلا به تصلب بافت چندگانه مبتلایان به بیماری قلبی، بیماران همودیالیزی وافراد مبتلا به آسیب نخاعی، با کیفیت زندگی آنان رابطه دارد.

 

مرادی و ملک پور (۱۳۸۹)نیز در پژوهشی نشان دادند که آموزش گروهی خودکارآمدی بر کیفیت زندگی زنان دچار ناتوانی جسمی و حرکتی اثر مثبت دارد.

 

محمودی، شریعتی و بهنام پور (۱۳۸۲)در تحقیقی ‌به این نتیجه رسیدند که کیفیت زندگی بیماران دیالیزی تحت تاثیر شیوه مقابله‌ای هیجان‌مدارمی‌باشد و در کل نیز کیفیت زندگی بیماران دیالیزی تحت تاثیرشیوه های مقابله ای است.

 

فصل سوم

 

روش پژوهش

 

۱-۳روش انجام تحقیق

 

روش انجام پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، همبستگی و آزمایشی می‌باشد.

 

۲-۳جامعه آماری

 

جامعه آماری شامل کلیه بیماران دچار ضایعه نخاعی مراجعه کننده به کلینیک طب سوزنی دکتر محمد جلال وفا در سال ۱۳۹۲در شهر زنجان و مراقبان آن ها بود. علت انتخاب این مرکز درمانی مراجعه تعداد زیادی از بیماران از تمام نقاط کشور ‌به این کلینیک بود.

 

۳-۳نمونه آماری و روش نمونه گیری

 

در این تحقیق آزمودنی ها به روش در دسترس شامل ۱۰۴بیمار و ۸۶ مراقب انتخاب شدند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:47:00 ب.ظ ]




      1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر شادکامی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند.

 

    1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر شادکامی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند.

 

    1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای ارتباطی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند .

 

    1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای ارتباطی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند .

 

    1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر رضایت زناشویی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند .

 

  1. تعیین اثر بخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر رضایت زناشویی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند .

 

۱-۵- فرضیات پژوهش

 

    1. آموزش گروهی انسانگرایی بر شادکامی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت کرده‌اند نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

    1. آموزش گروهی انسانگرایی بر شادکامی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند، نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

    1. آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای ارتباطی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند، نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

    1. آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای ارتباطی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند، نسبت بهگروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

    1. آموزش گروهی انسانگرایی بر رضایت زناشویی مردانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند، نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

  1. آموزش گروهی انسانگرایی بر رضایت زناشویی زنانی که در ‌گروه‌های آزمایشی شرکت نموده اند، نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون اثر گذار است.

 

۱-۶- متغیرهای تحقیق

 

۱-۶-۱- متغیر مستقل آموزش گروهی با رویکرد انسانگرایی می‌باشد.

 

۱-۶-۲- متغیر وابسته باورهای ارتباطی، رضایت زناشویی، شادکامی می‌باشد.

 

۱-۶-۳- متغیر کنترل شامل سن، جنس، تحصیلات آزمودنی ها می‌باشد.

 

۱-۷- تعاریف نظری و عملی

 

۱-۷-۱- تعریف نظری

 

۱-۷-۱-۱- انسانگرایی

 

فلسفه ای که به مقام، امیال و اهمیت انسان بیش از سایر چیز ها معتقد است. نظریه ای قایل به اینکه انسان معیار تمام اشیاء است و هرچه در عالم وجود دارد باید نسبت به انسان سنجیده شود(پورافکاری، ۱۳۸۵). انجمن روان شناسان انسان گرای امریکا این نهضت را چنین تعریف ‌کرده‌است :

 

روان شناسی انسان گرا شیوه ای است که همه ی روان شناسی و نه حیطه ی خاصی از آن را در بر می‌گیرد و بر اصولی همچون احترام به ارزش های فردی، عدم تعصب نسبت به روش های پذیرفته شده ی دیگر و علاقه مندی به کشف جنبه‌های جدید رفتار انسان تکیه دارد. این مکتب روان شناسی بیشتر متوجه موضوعاتی است که در نظام و نظریه های موجود جای کمی را اشغال ‌کرده‌است، مانند عشق، خلاقیت، مفهوم خود، خویشتن سازی، تعالی من، متعالی شدن، استقلال، احساس مسئولیت، داشتن تجارب خوب، دارا بودن تجارب اوج . مهم ترین دغدغه های روانشناسی انسانگرا عبارت است از : توجه بیشتر به موجود انسانی، توجه به پرورش علایق و استعدادهای او، ایجاد رفاه بیشتر برای انسان، استفاده از روش های عقلانی برای حل مسایل انسانی، جستجوی روش‌هایی برای سوق دادن به سمت مسئولیت فردی و تأکید بیشتر بر کارکرد بهینه نسبت به آسیب شناسی در روانشناسی(نلسون– جونز، ۲۰۰۳).

 

۱-۷-۱-۲- باورهای ارتباطی

 

 

باورهای ارتباطی عبارت از تفکرات غیرمنطقی، پیش داروی ها و نگرش های منفی، باورهای غلط و غیرواقعی، تعصب های شخصی و برداشت منفی زوجین از یکدیگر است که در ایجاد و بروز اختلافات زناشویی مؤثر است(حیدری، مظاهری و پوراعتماد، ۱۳۸۴). از دیدگاه الیس(۱۹۸۷) تفکر غیر منطقی یعنی هر نوع فکری که موجد هیجان یا رفتار مخرب نفس و متلاشی کننده خود شده و نتایج آن اختلال در خوشی، شادمانی و تندرستی انسان می‌باشد (به نقل از ماکاوی[۱]، ۲۰۰۵).

 

۱-۷-۱-۳- رضایت زناشویی

 

الیس(۱۹۷۸) معتقد است که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر است موقعی که همه جنبه‌های ازدواجشان را در نظر بگیرند. رضایت یک متغیر نگرشی است ‌بنابرین‏ یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. هال[۲](۱۹۹۶) در تعریف رضایت زناشویی می نویسد :”رضایت زناشویی فرایند پیچیده ای است که با توجه به میزان تعارض و سهیم شدن در فعالیت هایی که با خرسندی و موفقیت در زندگی زناشویی همراه است توصیف می‌گردد”، همچنین لی مسترز آن را به ‌عنوان ظرفیت سازگاری و توانایی حل مسئله تعریف می‌کند.

 

 

 

 

۱-۷-۱-۴- شادکامی

 

شادکامی میزان رضایت و خرسندی از زندگی است، بعبارت دیگر یک شخص چقدر زندگی اش را آن گونه که پیش می رود، دوست دارد(ونهوون[۳]، ۱۹۹۴).

 

۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی

 

 

 

۱-۷-۲-۱ آموزش گروهی انسانگرایی

 

تاثیر مجموعه فعالیت‌ها و مداخلاتی که به صورت آموزشی در جلسات آموزش به شیوه گروهی با رویکرد انسانگرایی به منظور افزایش رضایت از زندگی و شادکامی و کاهش باورهای ارتباطی انجام شد. دوره آموزشی ۱۲ جلسه بوده که در هفته ۱ بار و به مدت ۲ ساعت در دو گروه آزمایشی(۱- زوجین با همدیگر ۲- زوجین بدون حضور همسر) برگزار شد.

 

۱-۷-۲-۲ باورهای ارتباطی

 

منظور از باورهای ارتباطی نمرات به دست آمده از پرسشنامه باورهای ارتباطی(RBI)[4] می باشدکه به طور کلی میزان باورهای ارتباطی را می سنجد.

 

۱-۷-۲-۳ رضایت زناشویی

 

منظور از رضایت زناشویی نمرات به دست آمده از پرسشنامه فرم کوتاه رضایت زناشویی انریچ می‌باشد.

 

۱-۷-۲-۴ شادکامی

 

منظور از شادکامی در این پژوهش نمرات به دست آمده از پرسشنامه آکسفورد می‌باشد.به نظر می‌رسد موضوعات و اهداف مد نظر برای دستیابی به سلامت و بهداشت روانی در این نظریه با نیازهای زوج ها به یادگیری مهارت‌های مثبت و سازنده ارتباطی برای تبادلات و تعاملات سالم بین فردی و احساس رضایت زناشویی بیشتر ، همخوانی و هماهنگی دارد. نظر به رشد بسیار سریع رویکرد انسانگرایی در سایر کشورها و نیز گزارشات متعدد بر تاثیر آن در درمان ابعاد مختلف زندگی و زناشویی ، نیاز است تا این رویکرد درمانی در حیطه های مختلف ، درکشور ما نیز مورد آزمون قرار گیرد . وسعت و اهمیت کاربرد نتایج انسانگرایی ارزش این پژوهش را بیشتر روشن می‌سازد . از نتایج این پژوهش می توان در موارد زیر استفاده کرد :

۱٫مراکز مشاوره ی خانواده ۲٫ مراکز خدمات بهداشت روانی

 

۳٫سازمان آموزش و پرورش ۴٫ سازمان بهزیستی

 

فصل دومسیری در ادبیات تحقیق

 

“انسان آفریننده خویش است “

 

دکتر شریعتی

 

۲-۱- مقدمه

 

هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای ارتباطی، رضایت زناشویی و شادکامی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر اصفهان می‌باشد. در این فصل به بحث و بررسی پیرامون مباحث نظری و پژوهشی در راستای اهداف تحقیق پرداخته می شود. نخست در بخش نظری، مفهوم انسانگرایی و تاریخچه انسانگرایی ارائه و سپس به بررسی مفهوم باورهای ارتباطی، رضایت زناشویی و شادکامی پرداخته خواهد شد و در نهایت تحقیقات انجام شده در این زمینه برشمرده می شود.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




 

پایان یافتن آغاز دوران سازندگی زمینه احیای دوباره بورس را فراهم کرد و توجه مجدد سیاست گذاران اقتصادی به بورس، افزایش چشمگیر تعداد شرکت‌های پذیرفته‌شده و افزایش حجم دادوستد اوراق بهادار را در بورس در پی داشت.

 

البته بررسی روند فعالیت بورس در دوره ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که روند یکنواختی بر فعالیت بورس حاکم نبوده‌است. بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۷۶، دوره ی تازه‌ای از فعالیت خود را تجربه کرده‌است، به طوری که زمینه‌های بسیاری از اصلاحات و تحولات بعدی بازار سرمایه با اعمال برنامه های اصلاحی از این سال پایه‌ریزی شده‌است. ایجاد فضای رقابتی سالم، افزایش علاقه‌مندی و اعتبار فعالیت‌ها و به کارگیری شیوه های مؤثر تنظیم و نظارت از سال ۱۳۷۷ به طور نسبی ایجاد شد و بورس نشانه های مثبتی مبنی بر بازگشت رونق را تجربه کرد (سنگینیان, ۱۳۸۷).

 

در یک دهه گذشته همواره لیدر های بازار مجموعه سهامی را به عنوان قطار صعود نشان می‌کردند و بازار را روی همان ریل به حرکت در می آورند اما امسال نشانه های تاثیر شبکه ای نوین ارتباطی، همچون اینترنت بر بازار آشکار شد و سر رشته کار به دست جوانان و بلاگ نویس بورس و سایت های حرفه ای تحلیل بازار افتاد و دیگر به جای شایعات در گوشی که در تالار حافظ دهان به دهان می چرخید تا چرخ رشد قیمت و تقاضا به راه افتد، موبایل ها و شبکه پیام کوتاه[۱] به مرجع فعالان بازار تبدیل شد. در دوران دگرگونی قاعده ها افزایش سرعت تغییر بازار موضوعی تعجب بر انگیز نیست. بر همین اساس در هر فصل، بورس تهران چهره ای متفاوت را به نمایش گذاشت (خسروی, ۱۳۸۶).

 

کیفیت حسابرسی

 

یک مشکل اساسی در تعریف کیفیت‌ حسابرسی تمایز بین کیفیت حسابرسی[۲]و کیفیت حسابرس[۳]‌ است.بسیاری از تحقیقات ، هیچ تفاوتی بین این دو اصطلاح قائل نشده‌ و اغلب آن‌ ها را معادل یک‌دیگر به کار می‌ گیرند.کیفیت حسابرس به عنوان کیفیت کلی‌ خدمات حسابرسی در تمام حسابرسی‌های‌ مؤسسه حسابرسی تعریف می‌شود.کیفیت‌ حسابرسی باید برای هر پروژه حسابرسی به‌ طور جداگانه(بر مبنای خدمت به خدمت‌۵) تعریف شود، زیرا مؤسسه حسابرسی ممکن‌ است تمام حسابرسی‌های خود را در یک‌ سطح کیفی مشابه اجرا نکند.به عبارت دیگر، کیفیت حسابرس مبتنی بر مفهوم‌کیفی‌بودن‌ حسابرسی‌های مؤسسه حسابرسی[۴] ‌است، در حالی که کیفیت حسابرسی مبتنی بر مفهوم‌کیفیت واقعی هریک از پروژه های‌ حسابرسی‌[۵] است.‌بنابرین‏، تمایز قائل‌شدن‌ بین این دو مفهوم در تحقیقات مربوط به‌ کیفیت حسابرسی ضروری است.برداشت از کیفیت حسابرسی و کیفیت‌ واقعی حسابرسی نیز دو مفهومی متفاوت‌ است.اگرچه ، توجه به کیفیت واقعی‌ حسابرسی به جای برداشت از کیفیت‌ حسابرسی از اهمیت بیشتری برخوردار است، اما نباید فراموش کرد که اندازه‌گیری‌ کیفیت واقعی حسابرسی به سادگی میسر نیست.کیفیت واقعی حسابرسی غیرقابل‌ مشاهده است و فقط می‌توان آن را پس‌ از اجرای حسابرسی ارزیابی کرد.برای‌ نمونه‌پالمروس[۶]‌(۱۹۸۸) برای‌ اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی از دعاوی حقوقی بر علیه حسابرسان استفاده‌ می‌کند.شوئر[۷]( ۲۰۰۰)مقیاس‌ اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی‌ را گزارش عدم رعایت اصول پذیرفته‌ شده حسابداری در صورت‌های مالی‌ حسابرسی‌شده توسط حسابرسان عنوان‌ کرده‌است.لنگری‌(۱۳۸۱)مقیاس‌ اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی‌ را رعایت ۵۱ عامل کنترل کیفیت در حسابرسی‌های سازمان حسابرسی مدنظر قرار داده‌است.برخی مطالعات از میزان حق الزحمه به‌ عنوان کیفیت حسابرسی استفاده کرده‌اند.

تیتمان و ترومن[۸](۱۹۸۶) ‌کیفیت حسابرسی را میزان‌ صحت و درستی اطلاعاتی که پس‌ از حسابرسی در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد، تعریف کرده‌اند.این تعریف مشابه‌ تعریف‌پالمروس‌از کیفیت حسابرسی‌ است.دیوید سون و نیو[۹](۱۹۹۳)تعریف کیفیت حسابرسی را توانایی‌ حسابرس در کشف و گزارش تحریفات با اهمیت و نیز کشف دستکاری انجام شده در سود خالص می‌دانند.اما لام و چنگ[۱۰](۱۹۹۴) اعتقاد دارند که کیفیت‌ خدمات حسابرسی به جای آن‌که یک‌جا مورد بررسی قرار گیرد، باید برای هر پروژه‌ حسابرسی جداگانه بررسی شود.

 

یکی از متداول‌ترین تعریف‌ها درباره کیفیت حسابرسی، تعریفی است که توسط دی آنجلو[۱۱](۱۹۸۱) ارائه شده ‌است . او کیفیت حسابرسی را این‌گونه تعریف‌ کرده‌است : ارزیابی (استنباط) بازار[۱۲] از احتمال این‌ که‌ حسابرس

 

    1. موارد تحریفات بااهمیت در صورت‌های‌ مالی و یا سیستم حسابداری صاحب‌کار را کشف کند،

 

  1. تحریف بااهمیت کشف شده را گزارش دهد.احتمال‌ این‌که حسابرس موارد تحریفات بااهمیت را کشف کند به شایستگی حسابرس، و احتمال این‌که حسابرس موارد تحریفات بااهمیت کشف شده را گزارش کند، به استقلال‌ حسابرس بستگی دارد.تعریف‌دی آنجلواز کیفیت‌ واقعی حسابرسی مبتنی بر برداشت استفاده‌ کنندگان‌یا به اصطلاح استنباط بازار از کیفیت حسابرسی است.

پالمروس[۱۳](۱۹۸۸)‌ کیفیت حسابرسی را بر حسب میزان اعتباردهـی حسابرس تعریف می‌کند.از آن‌جا که هدف حسـابرس، ایـجاد اطمینان نسبت به صورت‌ های مالـی است، لـذا، کیفیت حسابرســی به معنـی عـاری‌ بودن صورت‌های مالی حسابرسـی‌شده از تحریفات با اهمیت است.در واقـع این تعریف، بر نتایج حسابرسـی‌ تأکید می‌ورزد ، یعنـی قابل اعتمـاد بودن صورت‌های مالـی‌ حسابرسـی شده ، کیفیت بالای حسابرسـی را منعکس می‌ کند . این تعریف به طرح پرسش زیر منتهی می‌شود : چگونه استفاده‌ کنندگان میزان قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی حسابرسی شده را ارزیابی می‌کنند؟این تعریف از کیفیت‌ حسابرسـی مبتنی بر حسابرسی‌های انجام‌ شده‌است ، زیرا سطح اطمینان صورت‌های‌ مالی حسابرسی شده را نمی‌توان قبل از انجام حسابرسی تعیین کرد. در نتیجه ، تعریف‌ پالـمروس ‌بر کیفیت واقعی حسابرســی تأکید دارد . همچنین شوئر[۱۴] (۲۰۰۰) تعریف‌ دی آنجــلو از کیفیت‌ حسابرســی را بدون تفکیـک آن به کیفیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:57:00 ب.ظ ]




شاید بتوان گفت علت اصلی افزایش جرایم و آمار تکرارکنندگان جرم، نتایج تصمیمات غلط قضات باشد که باعث رشد عقده های حقارت و تقویت حس انتقام گیری در مرتکبان می شود.

 

توجه به شخصیت مرتکب در حقوق جزایی امروز، اهمیت فراوانی دارد و تحقق عدالت کیفری و وصول به اهداف مجازات بدون درک و شناخت شخصیت مرتکب مشکل است و بدون آن حقوق جزا، ممکن است به جای اجرای عدالت به گسترش ظلم همت گمارد.

 

درقوانین ما چندان توجهی به شخصیت مرتکبان صورت نگرفته و تصویب قوانین بیشتر بر مبنای شخصیت ظاهری افراد و الگو گرفته از شخصیت مرتکبان سابق می‌باشد که اعمال چنین مجازات هایی بر جامعه اثرات مخرب ومنفی در بردارد.

 

با وجود اینکه جرایم حدی و جنایت بر نفس و اعضا محدود می‌باشد و عمده جرایم و جرایم نوظهور، جرایم تعزیری قلمداد می‌گردند و تفاوت عمده تعزیر با حدود در شناسایی شخصیت مرتکب می‌باشد. در تعزیرات توجه به شخصیت مرتکب امری ضروری محسوب می شودولی متاسفانه در قوانین ما از اهمیت کمی برخوردار است و وجود مواد قانونی صرفاً به عنوان یک نوشته مکتوب شده و از پیش تعیین شده می‌باشد و در رویه قضایی بدان توجه چندانی نمی شود.

 

صحیح تر آن است در جرایم تعزیری قاضی مختار باشد که از بین مجازات ها، مجازاتی متناسب با شخصیت مرتکب تعیین و اجرا نماید. در جرایم تعزیری شناخت شخصیت جایگاهی ویژه دارد و قاضی در چنین جرایمی پس از مطالعه پرونده شخصیت، می‌تواند از هر یک از صور فردی کردن (تعلیق مجازات، تخفیف مجازات و…) استفاده نماید یا هیچ یک از مجازات ها را اعمال نکند و یا اینکه تشدید مجازات را برای شخص مرتکب و اصلاح وی نیاز ببیند. هنگامی که یکی از ویژگی های تعزیر نامعین بودن آن می‌باشد، بهتر آن است که مجازات های تعزیری به صورت نامعین باشند نه از پیش تعیین شده. در قوانین ما با مقید بودن به اصل قانونی بودن، قانونگذاران مجازات جرایم تعزیری را به صورت مدون و قطعی تعیین نموده اند.

 

به طوری که قانون‌گذار در تعریف تعزیر در ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی بیان می‌دارد: «… نوع، مقدار، کیفیت اجرا و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق و… به موجب قانون تعیین می شود و دادگاه در صدور حکم تعزیری بارعایت مقررات قانونی موارد ذیل را مورد توجه قرار می‌دهد».

 

زمانی که قانون‌گذار در بحث تعزیرات که روز به روز جرایم آن روبه فزونی است اختیار قضات را همان گونه که در ماده فوق مشاهده می‌کنیم، محدود می کند. یا زمانی که مجازات های هشتگانه اجازه تخفیف یا تعلیق و… را به قضات داده است. تناسب مجازات با مرتکب جایگاهی نخواهد داشت. قانونگذاران قبل از هر گونه رسیدگی در مراجع قضایی، شناسایی شخصیت یکایک مرتکبان را بررسی نموده و مجازات ها را بدین سان تقسیم نموده اند.

 

با اهمیتی که جرایم تعزیری در جامعه کنونی دارد، قانونگذاران بی توجهی کاملی را نسبت ‌به این حیطه از جرایم انجام داده‌اند. تا آنجا که هیچگونه تفکیکی بر تعزیرات شرعی غیرمقدر و تعزیرات حکومتی قائل نشده اند.

 

با توجه به اینکه اصل ۱۵۶ قانون اساسی یکی از وظایف قوه قضاییه را اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مرتکبان قید نموده و این امر باید در سیاست جنایی تقنینی و قضایی مورد دقت نظر قرار گیرد. بالعکس در اکثر اوقات خلاف این دیده می شود که قوه قضاییه نه تنها در اصلاح مرتکبان عملکرد مؤثر و مناسبی را اعمال نمی کند بلکه عواقب سویی را به همراه خواهد آورد. همان‌ طور که در مواد قانونی ازجمله ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی مشاهده می‌کنیم بیشتر به شخصیت ظاهری مرتکب توجه گردیده و شخصیت درونی مرتکب با تشکیل پرونده شخصیت (بدون استفاده از پزشکان، جامعه شناسان و…) مورد توجه نمی باشد. در قوانین جزایی ما اجرای مجازات ها، هدف نهایی و اصلی می‌باشد و اصلاح مرتکبان هدف تلقی نمی گردد. می توان گفت عدم اصلاح پذیری مرتکبان نشأت گرفته شده از عدم شناسایی شخصیت و مجازاتی متناسب برای مرتکب می‌باشد.

 

 

با وجود اینکه شیوه های نوین در کاهش جرایم مؤثر واقع می‌گردند همان گونه که بیشتر کشورهای دنیا شیوه های سنتی را رها و شیوه های مدرن را مورد توجه قرار داده‌اند. در حالی که در کشور ما هیچ زمانی سیاست ثابت و پایداری در مبارزه با جرایم و به ویژه تکرار جرم دنبال نشده است. اگرچه در قوانین سابق و قانون مجازات اسلامی جدید توجه به شخصیت در کیفرهای تعزیری به صورت محدود بارها ذکر گردید و به چشم می‌خورد ولی هرگز در رویه قضایی شاهد چنین پرونده هایی نبوده ایم و روز به روز شاهد تکرار جرم توسط مرتکبان می باشیم تا زمانی که این مسایل به صورت ریشه ای حل نشود، با تغییر و تصویب قوانین مشکلی حل نخواهد شد. چون لازمه اصلاح هر معضلی ابتدا قبول وجود آن و سپس تلاش در جهت رفع آن است که این مهم در کشور ما به خصوص در مراجع قضایی ما جایگاهی ندارد.

 

با تمام وجودی که یکایک قضات ما ‌به این امر واقف می‌باشند که تعیین مجازات ها بدون شناسایی شخصیت تعیین می‌گردد، همچنان هر روز شاهد رشد نرخ جرم و تکرار جرایم می باشیم.

 

امید بر آن است که محاکم کیفری نگاهی دیگر بر مرتکبان داشته و مجازاتی متناسب با شخصیت آن ها اعمال و اجرا نمایند و هدف قضات در راستای اصلاح پذیری مرتکبان باشد نه تنبیه آنان و ارائه آماری مثبت از شعبه رسیدگی کننده.

 

پس از شناخت اجمالی شخصیت و تعزیر و ارزش تناسب کیفر با شخصیت مرتکب در قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران در پایان به طرح پرسش هایی می پردازیم که این تحقیق درصدد یافتن پاسخ و راهکاری مناسب برای آن است:

 

    1. آیا در جامعه ایرانی واژه شخصیت به درستی معنا شده و در ذهنیت عموم جا افتاده است؟

 

    1. با توجه به اهمیت فردی کردن تصمیمات قضایی بر مبنای شخصیت متهم یا مرتکب در نظام دادرسی کیفری عادلانه، آیا در سیستم حقوقی ایران این مهم مورد توجه قرار گرفته است؟

 

    1. اجرای مجازات ها در راستای فردی کردن و اصلاح مرتکبان می‌تواند باعث کاهش جرایم و مانع تکرار جرم شود؟

 

    1. آیا قانونی که از پیش تعیین گردیده به شخصیت یکایک افراد توجه نموده است؟

 

    1. آیا در قانون جدید که تعزیرات شرعی غیرمقدر را با تعزیرات حکومتی یکی نموده است به شخصیت توجه ‌کرده‌است؟

 

    1. آیا شناخت شخصیت در تعیین مجازات ها تعزیری تاثیر دارد؟

 

  1. آیا در قانون مجازات اسلامی درجه بندی مجازات های تعزیری رویکرد اصلاحی به مرتکبان جرایم دارد یا جنبه بازدارندگی آن ها مدنظر قانون‌گذار بوده است؟

۱) فرضیه های تحقیق

 

۱٫ واژه شخصیت فراتر از کردار و اخلاق می‌باشد، که در ذهنیت عموم معنای علمی خاص آن مورد توجه قرار نگرفته است.

 

۲٫ فردی کردن قضایی بر مبنای شخصیت مرتکب در دادرسی کیفری، از اهمیت کمی برخوردار است.

 

۳٫ بین فردی کردن مجازات ها و کاهش سطح جرایم و تکرار جرم در جامعه رابطه معناداری وجود دارد.

 

۴٫ اعمال قوانین از پیش تعیین شده نمی تواند بر مبنای توجه شخصیت افراد باشد.

 

۵٫ شناخت شخصیت در تعزیرات حکومتی از اهمیت کمی نسبت به تعزیرات شرعی برخوردار می‌باشد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:48:00 ب.ظ ]




 

برخی تعاریف بالینی ذهن آگاهی در زیر آمده است:

 

بورستین[۱۲۵](۱۹۸۳)، ذهن­آگاهی را روشی متمرکز بر افکار یا تمایلات به همان صورتی که در هشیاری اتفاق می ­افتد، می­داند.

 

اپستین[۱۲۶] (۱۹۹۵)، توجه ذهن­آگاه را ‌به این شکل تعریف می­ کند: توجه کردن دقیق و لحظه به لحظه به آنچه که فرد هم­اکنون در حال تجربه آن است و تفکیک واکنش­های خود از رخدادهای حسی خام.

 

روبینز[۱۲۷](۲۰۰۲)، ذهن­آگاهی را نوعی آگاهی غیرقضاوتی از تجربه شخص می­‌داند که این آگاهی، لحظه به لحظه آشکار می­ شود.

 

کابات ـ زین(۱۹۹۰) ذهن­آگاهی را به عنوان آگاهی غیرقضاوتی لحظه به لحظه تعریف می­ کند. او در سال ۱۹۹۴، توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و به صورت غیرقضاوتی را ذهن­آگاهی می­داند و در سال ۲۰۰۳ تعریف خود را کامل­تر نموده و ذهن­آگاهی را نوعی از آگاهی می­داند که از طریق توجه به اهداف در زمان حاضر و بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار می­گردد.

 

هایس و ویلسون[۱۲۸](۲۰۰۳)، ذهن­آگاهی را روشی می­دانند که برای تشویق عمدی جهت برخورد غیرقضاوتی و غیرارزشیابانه با حوادثی که در حال حاضر (اینجا و اکنون) رخ می­ دهند، طراحی شده است.

 

بائر(۲۰۰۳)، ذهن­آگاهی را مشاهده­ غیرقضاوتی جریان روان محرک‌های درونی و بیرونی همان گونه که رخ می­ دهند، می­داند.

 

۲-۱-۴-۵- مفهوم سازی ذهن آگاهی در روانشناسی بالینی

 

تعاریف بالینی ذهن­آگاهی در اکثر موارد شبیه تعریف بودایی آن می­باشند؛ زیرا این تعاریف در همسویی کلی با مفهوم­سازی بودایی به عمل آمده اند (بیشاپ[۱۲۹]،۲۰۰۲).

 

گولمن[۱۳۰](۱۹۸۷)، بیان داشته است که در ساتیپاتهانا[۱۳۱] یا ذهن­آگاهی، ذهن پذیرا بوده و هر آنچه را مشاهده می­ کند ثبت می­ نماید. ترا[۱۳۲](۱۹۷۲) معتقد است که ذهن­آگاهی در آیین بودایی تحت عنوان «توجه محض[۱۳۳]» یا ثبت غیراستدلالی رویدادها[۱۳۴] بدون واکنش یا ارزیابی ذهنی تعریف شده است که بر فرایند توجه مداوم تمرکز دارد تا محتوایی که بدان توجه شود (کارداسیوتو،۲۰۰۵).

 

در بین تعاریف غربی به عمل آمده از ذهن­آگاهی، تعریف کابات ـ زین (۱۹۹۴-۱۹۹۰) یا مشابه این دو تعریف بیشتر از سایر تعاریف ذکر شده است. کابات ـ زین(۱۹۹۰) مفهوم­سازی از ذهن­آگاهی را با تعریف «کیفیت ذهن­آگاهی» ارتقاء بخشید که این کیفیت­ها بدین نکته اشاره دارند که چگونه یک فرد از اطلاعات خود در طول ذهن­آگاهی مراقبت می­ کند.

 

شاپیرو، شوارتز و بونر[۱۳۵](۱۹۹۸)، با افزودن پنج کیفیت به هفت کیفیت مطرح شده از سوی کابات ـ زین، مجموع آن ها را به دوازده کیفیت رسانیدند. این کیفیت­ها عبارتند از: غیرقضاوتی، پذیرش، صبر، اعتماد، بازبودن، رهاسازی، آرامی و ملایمت، سخاوت، همدلی، سپاسگزاری و مهربانی عاشقانه.

 

بررسی تعاریف بالینی ذهن­آگاهی روشن می­سازد که در اکثر تعاریف به عمل آمده، «آگاهی از لحظه حاضر[۱۳۶]» به عنوان یک مؤلفه گنجانیده شده است. آگاهی به عنوان ناظر دائمی بر رویدادهای درونی است و ابزاری است که انسان‌ها از طریق آن مشاهده ‌می‌کنند (دیکمن[۱۳۷]،۱۹۹۶). این مؤلفه دربردارنده آگاهی هشیارانه نسبت به محیط درونی یا بیرونی است که بر تجربه لحظه حاضر تأکید دارد تا رویدادهای گذشته یا آینده (روئمر و ارسیلو[۱۳۸]،۲۰۰۳).

 

توجه، حالت دیگری از هشیاری است که با آگاهی مرتبط است و تحت عنوان حساسیت افزایش یافته نسبت به دامنه محدودی از تجربه تعریف می­ شود (کاسلین و روزنبرگ[۱۳۹]،۲۰۰۱). توجه با تجربیات لحظه به لحظه دارای کیفیت بالا مرتبط است مثلاً توجه افزایش­یافته نسبت به تجربه حسی خوردن شکلات با میزان بالاتر لذت مرتبط ‌می‌باشد (لبل و دوبی[۱۴۰]،۲۰۰۱). با این حال توجه افزایش­یافته یک جنبه­ مبهم نیز دارد. سطوح بالای توجه به لحظه حاضر با سطوح بالای اختلال خلقی و استرس مرتبط بوده است (براون و ریان[۱۴۱]،۲۰۰۳). علاوه بر این در اسناد و مدارک پژوهشی رابطه مثبتی بین توجه افزایش­یافته به خود و حالات خلقی منفی و حتی اختلالات بالینی گزارش شده است. مثلاً توجه معطوف به خود را ‌می‌توان با سطوح بالای افسردگی (اینگرام، لومری، کروئت و سیبر[۱۴۲]،۱۹۸۷) اضطراب امتحان (کارور، پترسون، فالانس بی و شی یر[۱۴۳]،۱۹۸۳؛ اسلاپیون و کارور[۱۴۴]،۱۹۸۱)، اضطراب اجتماعی (هوپ و هیمبرگ[۱۴۵]،۱۹۸۸) و مصرف الکل (هال[۱۴۶]،۱۹۸۱؛ هال، لوینسون، یانگ و شر[۱۴۷]،۱۹۸۳) مرتبط دانست.

 

گرچه ذهن­آگاهی تحت عنوان «تنظیم توجه» توصیف شده است (آستین[۱۴۸]،۱۹۹۷)، ولی اصطلاح آگاهی ‌در مورد ذهن­آگاهی دقیق­تر است. توجه، حساسیت افزایش­یافته نسبت به تجربه محدود ‌می‌باشد؛ بدین معنا که تجربه فراتر از آن یا مورد غفلت واقع شده یا طرد می­ شود.

 

آگاهی با ذهن­آگاهی همسویی بیشتری دارد، زیرا دربردارنده نظارت دائمی بر کلیه تجارب ‌می‌باشد. علاوه بر آگاهی از لحظه حاضر، چگونگی آگاهی فرد نیز ممکن است پیامدهایی برای سلامتی داشته باشد. دومین مؤلفه ذهن­آگاهی روشی است که آگاهی از تجربه کنونی را هدایت می­ کند: غیرقضاوتی، با نگرش پذیرش یا شفقت[۱۴۹] نسبت به تجربه خود. هایس (۱۹۹۴)، پذیرش را تحت عنوان «تجربه کامل رویدادها بدون هر گونه مقاومت همان گونه که هستند» تعریف می­ کند، که در ضمن آن فرد نسبت به واقعیت زمان حال بدون آنکه در حالت باور یا عدم باور باشد گشوده[۱۵۰] است (روئمر و اسیلو،۲۰۰۳).

 

در طول حالت پذیرش، فرد از قضاوت، تعبیر و تفسیر کردن و یا بسط ذهنی رویدادهای درونی، خودداری کرده و درصدد تغییر، اجتناب یا فرار از تجارب درونی برنمی­آید(بیشاپ،۲۰۰۲).

 

دهاماکاکاسوتا[۱۵۱](به نقل از هایس،۲۰۰۲) معتقد است که پذیرش به عنوان مؤلفه­ای از ذهن­آگاهی در راستای آیین بودایی قرار دارد؛ زیرا بودا پایان­دهی به رنج را تحت عنوان «تسلیم­شدگی، کناره­جویی و عدم وابستگی» تعریف می­ کند.

 

ظاهراًً پذیرش بیش از همه ‌در مورد تجارب منفی با پدیده ­های درونی کاربرد دارد (یعنی افکار، احساسات، خاطره­ها و حالات جسمی). در همین رابطه پژوهش­ها کاهش در استرس و افزایش در میل به نوآوری را با میانجیگری پذیرش نشان می­ دهند (بوند و بروس،۲۰۰۰). همچنین کاهش در افسردگی تنها به دلیل پذیرش زیاد حاصل می­ شود و به دنبال آن نتایج بهتر درمان ترک سیگار با میانجی­گری اجتناب روانشناختی حاصل می­ شود(گیفورد و همکاران،۲۰۰۴). ‌بنابرین‏ هرچند فقدان پذیرش و تجارب خصوصی منفی با یکدیگر همبستگی دارند ولی دو سازه جدای از یکدیگر می­باشند (بائر،۲۰۰۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ق.ظ ]




 

۲-۶-۲-۵- استفاده از اقتدار عمومی :

 

مهم ترین تفاوت بین این دو در این است که اشخاص حقوقی ، حقوق عمومی به نوعی (البته همه یکسان نیستند) از حق اعمال حاکمیت برخوردار شده اند ولی انواع اشخاص حقوق خصوصی از این حق برخوردار نیستند .

 

۲-۷- دیدگاه های موجود ‌در مورد مسئولیت کیفری شخص حقوقی :

 

با توجه به مراتب فوق و نظر به پذیرش شخص حقوقی،بحث از مسئولیت این شخص پیش می‌آید و اینکه اگر شخص حقوقی مانند شخص حقیقی مرتکب جرم گردد، چه کسی باید پاسخگوی افعال یا ترک افعال مجرمانه باشد؟. به عنوان مثال اگر شرکتی کلاهبرداری کند مسئولیت جزائی به عهده چه کسی یا کسانی است و به فرض اگر مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی را پذیرفتیم، اعمال مجازات چگونه خواهد بود ؟ در این خصوص از ناحیه حقوق ‌دانان سه نظر ابراز گردید .

 

۱- کسانی که به عدم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی عقیده دارند.

 

۲-کسانی به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی معتقدند.

 

۳- کسانی که نظری بینابین دارند.

 

۲-۷-۱- نظریه عدم پذیرش مسولیت کیفری اشخاص حقوقی:

 

گروهی به دلیل عدم وجود اراده و اختیار قابلیت انتساب جرم بین اشخاص و همچنین به لحاظ نحوه شکل گیری و روش تصمیم گیری در اشخاص حقوقی توسط مدیران هیچگونه مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی قائل نیستند. آنان معتقدند که: «مجازات های پیش‌بینی شده در قانون جزایی، مخصوص اشخاص حقیقی است، مانند اعدام و حبس و… و بیشتر آن ها را نمی توان درمورد اشخاص حقوقی اجرا کرد». به نظر این عده: « چنانچه جرمی نیز به اشخاص حقوقی نسبت داده شود مجازات مقرره باید درمورد مدیران متخلف اعمال گردد. مانند کشورهای برزیل، لوکزامبورگ و جمهوری چک، که معتقدند اشخاص حقوقی قادر به ارتکاب جرم نیستند. در واقع هیچ نوعی از مسئولیت برای اشخاص حقوقی به رسمیت نمی شناسند بلکه این مسئولیت را متوجه شخص حقیقی می دانند . (صفار،۱۳۷۱،ص۴۸۲)

 

باید ‌به این نکته توجه داشت که اگر چه انسان را برحسب تعهد و حقوقی که دارد شخص می‌گویند؛ ولی کسی که در موضوع حقوق جزا قرار می‌گیرد انسان است نه شخص؛ ‌بنابرین‏ هرجا که در قوانین کیفری گفته می شود«هر کس یا هر شخص» مقصود انسان است نه شخص حقوقی؛ حتی هنگامی که قانون بعضی انسان ها را از شخصیت خلع می‌کند، از هم انسان است که مورد مجازات قرار می‌گیرد.

 

به همین جهت متن قانونی مشخص در زمینه کیفر اشخاص حقوقی وجود ندارد. ‌بنابرین‏ اجرای مجازات درمورد این اشخاص با اصل قانونی بودن مجازات ها نیز برخورد پیدا می‌کند.

 

یکی از مهمترین هدف های مجازات ،‌متنبه ساختن مجرم و اصلاح حال اوست در حالی که اجزای مجازات هایی از قبیل تعطیلی موقت یک شخصیت حقوقی یا وضع و اجرای مجازات های مالی ‌در مورد این اشخاص ‌به این هدف نمی انجامد و در نتیجه تنبه و اصلاح آن ها معنی پیدا نمی کند اضافه برآن اشخاص ‌به این هدف نمی انجامد و در نتیجه تنبه و اصلاح آن ها معنی پیدا نمی کند اضافه برآن اشخاص حقوقی فاقد ادراک می‌باشند و رنج و درد ناشی از تحمل مجازات را که ممکن است تاثیر اصلاحی داشته باشد حس نمی کنند ( صفار، ۱۳۷۳، ص ۵۰۴ ) .

 

مطابق نظریه عدم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی ، شخصیت حقوقی را بنا به دلایل زیر نمی توان مسئول دانست :

 

اول : (( برای احراز مجرمیت بزهکار تنها وجود یک عامل عادی مثبت یا منفی فعل یا ترک فعل که قانون آن را جرم شناخته کافی نیست و افزون بر آن وجود عنصر معنوی نیز لازم است. یعنی مجرم از لحاظ روانی قصد و عمد داشته باشد جرایم عمدی و یا اینکه خطایی انجام داده باشد جرایم غیر عمدی که مستوجب مسئولیت کیفری باشد . در تحقق کلیه جرائم وجود عنصر روانی یعنی قصد مجرمانه ضرورت دارد.واضح است که وجود این عنصر به اراده مستقیم و مختاری بستگی دارد که تنها آن را در انسان عاقل و بالغ و مختار می یابیم . ‌بنابرین‏ تنها اشخاص حقیقی می‌توانند بار مسئولیت جزایی را بر دوش بکشند و اشخاص حقوقی چون فاقد این خصوصیات می‌باشند نمی توانند قصد و اراده مستقل از افراد تشکیل دهنده خود را داشته باشند . در نتیجه نمی توان ارتکاب جرم را به آن ها منتسب دانست .در مقابل قائلین به مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی گفته اند که با توجه به اراده جمعی و مشترکی که ‌در مورد اشخاص حقوقی مطرح است، این اشخاص ‌در مورد قصد و اراده شبیه اشخاص حقیقی هستند یعنی وقتی که یک شخص حقوقی یک تصمیم می‌گیرد که جنبه جزایی دارد در حقیقت قصد مجرمانه و اراده انحرافی خود را بروز داده است و در نتیجه عنصر روانی جرم را دارا است ( فرج اللهی، ۱۳۸۸، ص ۴۲ ).

 

دوم : اینکه مجازات های پیش‌بینی شده در قانون جزایی مخصوص اشخاص حقیقی بوده مانند اعدام و حبس و ….. و بیشتر آن ها را نمی توان ‌در مورد اشخاص حقوقی اجرا کرد .در پاسخ ‌به این نظریه هم گفته شده که طیف انواع مجازات ها گسترده است . درست است که ‌در مورد یک شخصیت حقوقی نمیتوان آنچه راجع به اشخاص حقیقی است را اجرا نمود ، ولی می توان بجای اعدام به انحلال مؤسسه‌ و بجای حبس به تعطیلی موقت مؤسسه‌ رأی‌ داد .

 

سوم : قبول مسئولیت جزایی برای اشخاص حقوقی به اصل شخصی بودن مجازات ها لطمه وارد می‌کند بدین توضیح که اگر افرادی که داخل یک واحد حقوقی هستند مرتکب بزهی شوند همان عده باید تحت تعقیب قرار گیرند نه اجتماع فرضی آن ها . در صورتی که اگر یک شخصیت حقوقی مورد مجازات قرار گیرد کلیه افرادی که در آن شرکت یا مؤسسه‌ به هر نحوی شرکت دارند مورد مجازات قرار می گیرند .مخالفین این نکته را درست می دانند که در اجرای کیفر ها و مجازات ها همواره اشخاص بی گناهی متحمل صدمه و زیان می‌شوند ولی اجرای مجازات علیه اشخاص حقوقی موجب نقض اصل شخصی بودن مجازات نیست زیرا این وضعیت ‌در مورد اشخاص حقیقی هم درست است و در موارد زیادی وجود دارد که آثار کیفر اشخاص حقیقی دامنگیر اشخاص بیگناه هم می شود مثلا وقتی فرد مجرم مجازات می شود زن و فرزند او نیز از بعضی حقوق محروم می‌شوند .

 

۲-۷-۲- نظریه پذیرش مسولیت کیفری اشخاص حقوقی :

 

گروهی دیگر به مسئولیت کامل کیفری برای اشخاص حقوقی معتقد هستند. آنان به عنوان مجازات از اصطلاحاتی همچون تعطیلی شخص حقوقی به جای حبس و نیز انحلال شخص حقوقی به جای اعدام که درمورد اشخاص حقیقی به کار می رود استفاده می‌کنند. « قانون جزای کوبا» اجرای همه نوع کیفر (اعم از مالی و غیرمالی) را ‌در مورد اشخاص حقوقی ممکن و روا می‌داند و از انحلال و تعطیل شدن اشخاص حقوقی به عنوان مجازات های جایگزین اعدام و حبس سخن گفته است. (صفار، ۱۳۷۳، ص ۵۰۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 05:47:00 ق.ظ ]




 

د- آیت الله صافی گلپایگانی خرید و فروش عضو مقطوع را صحیح نمی دانند ، به دلیل اینکه ملک فروشنده نیست .[۵۶]

 

۱-۵-۲-۵ ادله قائلان به نبود مالکیت انسان نسبت به اعضایش

 

      1. روح یا نفس انسان چون علت موجده و سبب فاعلی برای بدن انسان نیست و بلکه نقش آن تدبیرگر و اداره کننده امور بدن به إذن الله است ، لذا بین روح و تن رابطه ملکیه ذاتی و تکوینی وجود ندارد و نیز دلیل شرعی دالٌ بر وجود رابطه مالکیت میان روح و جسم ذکر نشده است ، لذا رابطه مالکیت اعتباری هم وجود ندارد .[۵۷]

 

    1. مالک حقیقی جسم و روح انسان خداوند متعال است و انسان نسبت به جسد خود امانت دار است.[۵۸]
      و از او خواسته شده است ، از جسم خود دربرابر آنچه که موجب هلاکت ‌و تباهی است و آزار و اذیت آن می‌گردد محافظت کند؛چرا که خداوند فرمود « لا تلقوا بأیدیکم الی التهلکه … » [۵۹]

      به همین دلیل عاقبت خودکشی و انتحار ، جاودانگی در آتش است و ‌بنابرین‏ انسان نسبت به ذات و اجزای ذات خود مالکیتی ندارد .[۶۰] و به عبارت دیگر ، حق انسان نسبت به اعضایش نظیر حق حیات اوست .[۶۱]

 

    1. اطلاق مالکیت ‌در مورد اعضای بدن انسان ، ملاک شرعی ندارد .[۶۲]و مالک خود بودن دلیل ندارد والاٌخودکشی جایز می بود .[۶۳]

 

  1. انسان آزاد فقط ملک خداوند است و چه به صورت کلی یا جزیی به تملک در نمی آید و همان گونه که انسان غیر مسلط بر نفس خود است ، همان طور غیر مسلط بر اعضاء ‌و جوارح خود است و قتل نفس و قطع عضو همگی ازاحکام الهی است و به عبارت دیگر :

جعل حکم قصاص یا دیه ، نشانگر حکم الله و حق الله بودن این امور است و لذا انسان مالک نفس و اعضای خود نیست .[۶۴]

 

انسان برنفس و اعضای خود سلطه ندارد ، چرا که دلیلی بر ثبوت این سلطنت اقامه نشده است.بلکه شاید بتوان گفت که ادله ای دال بر نبود چنین تسلطی وجود دارد .[۶۵] به عنوان مثال آیه : « لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه » [۶۶] با تحریم القاء در تهلکه ، سلطنت بر نفس را نفی ‌کرده‌است .[۶۷]

 

  1. حرام بودن ضرر رساندن به نفس ، جنایت بر نفس و ظلم بر نفس ، نشانگر نبود سلطه انسان بر نفس خود است .[۶۸]

 

۱-۵-۲-۶ تبیین ادله مخالفان و موافقان توانایی تصرف انسان دراعضایش

 

به طور کلی در رابطه با نحوه استفاده از اعضایش ،آن چه که مورد اتفاق همگان و امری اجماعی است ، آن است که انسان نسبت به جسم خود دارای نوعی اختیار و اراده است و به نحوی که حق دارد از اعضاء و جوارح خود بهره برداری و انتفاع حاصل نماید و البته این بهره برداری باید در محدوده عقلایی بودن و مشروع بودن صورت گیرد و در این رابطه حق الناس و هم حق الله باید رعایت شود .[۶۹]
حال از نظر برخی فقها ، جعل حکم حرمت برای خودکشی و ایراد نقص و ضرر بر بدن و نیز وضع تدابیر جزائی در این باره ، نشانگر نبود مالکیت و سلطه انسان نسبت به جسم و جان خویش است و تن انسان در این رابطه در دایره حقوق مربوط به پروردگار متعال یعنی حق الله و حکم الله بودن قرار می‌گیرد و لذا اسقاط پذیر و اختیار اراده و إذن انسان درسقوط حکم الله هیچ نقش و تأثیری ندارد .[۷۰] و مرحوم شیخ انصاری در رابطه با عدم تسلط انسان بر احکام فرموده اند : «…الناس مسلطون علی اموالهم لا علی احکامهم»

 

خلاصه ، چون جدایی عضو یا اعضایی از بدن ولو با إذن و رضایت صاحب عضو صورت گیرد ، منجر به نقص ، جرح و ضرر بر بدن و از مصادیق جنایات عمدی بر جسم محسوب می شود . حکم این امور نیز حرمت است و حکم الله ، لذا در این رابطه انسان حق تصرف در اعضایش را نخواهد داشت .[۷۱] و همان گونه که انسان فاقد سلطه بر اتلاف نفسش است ، به همان شکل نیز به اعضاء و اطراف خود سلطه ندارد.[۷۲]

 

در رابطه با مسئله سلطه بر نفس ، یکی از فقهای معاصر [۷۳] ضمن تشریح و بیان منظور از این نوع سلطه، ‌به این نکته تصریح ‌کرده‌است که اگر منظور از این سلطه ، قتل نفس یا القای نفس در تهلکه با ایراد نقص بر اعضاء و ضرر بزرگ زدن بر جسم و عقل باشد ، این امور غیر جایز و این نوع سلطنت غیر ثابت است .

 

در میان علمای اهل سنت نیز برخی با تأکید براین که ، جسم و تن امانتی است که پروردگار متعال در نزد انسان قرار داده است .[۷۴] به نبود سلطه و مالکیت انسان نسبت به جسم خود تصریح کرده‌اند و اصل را ‌در مورد نفس و اعضای انسان و نبود حق تصرف نسبت به آن دانسته اند .[۷۵]
بعضی دیگر ازآن ها با متعلق دانستن حق الله نسبت به جسم انسان ، استدلال کرده‌اند که به تن انسان هم حق العبد و هم حق الله تعلق می‌گیرد و اگرچه حق العبد توسط صاحب حق اسقاط پذیر است ، ولی این امر نباید منجر به اسقاط حق الله شود .[۷۶] با توجه ‌به این که تعلق حق الله نسبت به حق حیات و سلامت انسان مقرر می‌دارد که مکلف بتواند به تکلیف شرعی اش قیام کند و با توجه به آیه شریفه «… ما خلقت الجنٌ و الانس الاٌ لیعبدون »[۷۷] که هدف خلقت را عبادت پروردگار متعال معرفی ‌کرده‌است .
لذا انسان حق تصرف در بدنش را به صورتی که به غایت ضرر بزند و در کاهش قدرت و توانایی انسان برای قیام به تکالیف شرعی اش تاثیر داشته باشد ، ندارد .[۷۸]

 

حال ، موافقان تصرف در اعضاء در برابر این نحوه استدلال مخالفان ، موضع گیری و پاسخ هایی را مطرح نموده اند . بدین صورت که تصرف در اعضا به نحو جداسازی آن از بدن برای امر پیوند مستلزم و متوقف بر مالک بودن نیست [۷۹] بلکه انسان از سوی پروردگار متعال دارای نوعی ولایت بر جسم و اعضای خود است و آنچه که منع صریح و منصوص شده است ، القای نفس در هلاکت و تهلکه بوده است .[۸۰] لذا این نحوه تصرف تا زمانی که منجر به قتل نفس نشود ، به دلیل اقتضای این ولایت جایز خواهد بود .[۸۱] و در رابطه با موارد نقص ، جرح و ضرر بربدن ، جعل وحکم قصاص و دیه که به عنوان موانع سلطه انسان ‌بر جسم خود و نیز حق الله و حکم الله مطرح شده است برخی قائلند :

 

نخست ، مسئله اضرار به نفس و حکم حرمت آن ، زمانی که هدفی عقلایی مدنظر باشد ، محل تأمل است[۸۲].
دوم ، مطابق روایات موجود در باب قصاص و دیات [۸۳] ، اختیار امر قصاص یا گرفتن دیه یا گذشت را برعهده مجنیٌُ علیه نهاده است که نشانگر معتبر دانستن سلطه انسان نسبت به اعضای خویش است .[۸۴]
سوم ، تصرف در اعضاء به نحوی که به اصل حیات ضرری نرساند ، حق العبد است و در حالت نبود تصرف در اصل حیات ، حق العبد بر حق الله غلبه دارد . به مقتضای این حق انسان جهت یک مصلحت شرعی می‌تواند در اعضایش تصرف کند .

 

۱-۵-۲-۷ رابطه امانت بین انسان و اعضایش

 

برخی فقها انسان را به مثابه امانت دار ملک خداوندی می دانند و او را فاقد مالکیتی در قوای تحریکی و ادراکی و در ذات و وصف و فعل خویش محسوب می‌کنند.هیچگونه مالکیتی اعم از منفعت ویا به صورت مشاع برای و قائل نیستند و حتی کسانی را که تفکر آن ها مالکیتی است نه امانی، طبق آیات کلام وحی[۸۵] دارای فرهنگ قارونی می دانند.[۸۶]برخی علمای اهل سنت نیز این نظر را مطرح کرده و انسان را امین جسم و مامور به تصرفاتی که به مصالح آن نزدیکتر است، محسوب می‌کنند.[۸۷]

 

نظریه مذبور با این مشکل روبه روست که در صورت پذیرش آن انسان‌ها صرفا تبدیل به محافظانی برای روح و جسم خود می‌شوند و این امر مغایر با آزادی و اختیار انسان است.علاوه بر این ،ما مجاز به تصرف در اعضای بدن در حدود شرعی آن هستیم در حالی که امین حق تصرف غیر از جهت حفاظت را ندارد.[۸۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:32:00 ق.ظ ]




 

اخلاق هر ملتی محصول تاریخ همان ملت است و در عین حال که همه ی تمدن ها از مبنای انسانی مشترکی برخوردار هستند هرکدام فردیت خود را نیز دارد. اما این اخلاق می‌تواند با تحولات سریع محیطی تعادل خود را از دست بدهد و به فروپاشی اخلاقی جامعه بینجامد. با این حال همزمان مجموعه ای از جرایانات اخلاقی، ‌در بطن جامعه شکل می گیرند و امکان ظهور آرمان های اخلاقی جدید را فراهم می‌سازند. ایده ها و مطالبات جدیدی نطفه می بندند و تغییرات و گاه انقلابات عمیقی در اخلاق موجود ایجاد می‌کنند. به گفته ی دورکیم «صرفا دوره های پر تنش و بحرانی هستند که از نظر اخلاقی می‌توانند نوآوری ایجاد کنند»[۷۷] . در حالی که وقتی اخلاق موجود جامعه مورد اعتراض و نقد نیست و نیاز به تغییر آن را احساس نمی کنیم تأملات اخلاقی، مستهلک می‌شوند و زمانی که یک اخلاق عمیقاً در جامعه نفوذ می‌کند، جامعه قدرت انعطاف و انطباق خود را از دست می‌دهد. از این رو وی در خصوص جرم و سلامت اجتماعی می‌گوید:«انحراف گاه می‌تواند منشأ تحول اجتماعی باشد»[۷۸].

 

جرم پدیده ای عادی می‌باشد که تنها دارای پیامدهای منفی نبوده بلکه دارای کارکردهای مثبتی نیز می‌باشد. متحول نمودن اخلاق و سلوک جامعه و ایجاد حس همدلی و همبستگی در مردم از کارکردهای مثبت جرم به زعم دورکیم می‌باشد. «وجود جرم اغلب فایده ای مستقیم و گاه غیر مستقیم داشت. مستقیم از این جهت که گاه، مجرم، یک پیشگام اخلاق آینده بوده است و غیر مستقیم چون جرم نمی توانست متوقف شود، جز این که وجدان جمعی با چنان اقتدار اجتناب نا پذیری بر وجدان فردی غلبه کند که هر تغییر اخلاقی، ناممکن گردد» [۷۹].

 

‌اگر انسان نداند چرا در هر لحظه ی تاریخ، مستحق احترام است. برای اصول اخلاقی احترامی قایل نخواهد شد و حتی اگر احترامی قایل شود و از این اصول تبعیت کند از روی اجبار خواهد بود و اگر نداند که چرا این اخلاق باید تغییر کند ‌به این دلیل که به ثابت بودن امر اخلاقی معتقد است در برابر تحولات ضروری آن مقاومت خواهد کرد. مقاومت در برابر تحولات ضروری اجتماعی و پایبندی به اصول اعتقادی اخلاقی ( ‌به این دلیل که اخلاق در چنین وضعیتی دیگر یک واقعیت اجتماعی بر خواسته از وجدان و درک اجتماعی نیست بلکه تنها یک اعتقاد و باور مبتنی بر عرف ها و مواریث تاریخی است) دایماً به تضارب اندیشه ها و اختلاف مبانی فکری می‌ انجامد. در صورتی که جامعه و ادراکات هم عصر آن تغییراتی را مقتضی بداند و برای مدیریت رفتارها و انتظام بخشیدن به کنش های اجتماعی، ضوابط و قواعد جدیدی را متناسب با آن تغییرات، در نظر گرفته باشد، این مقاومت و ایستادگی با عدم پذیرش و دلپذیری و دلپسندی همراه خواهد بود و تنها از سر اجبار و تکلیف، به آن قاعده ی اخلاقی متحجر و مسبوق به تاریخ، تن خواهد داد. این یعنی خصلت دوم ضابطه ی اخلاقی، که دورکیم از آن به ” نیکی ” تعبیر می‌کند ، انکار می شود.

 

نباید تغییر و تحول اخلاق جامعه را تضعیف اخلاق عمومی نامید، ‌وقتی که عملی خلاف اخلاق در جامعه صورت گیرد در حالی که جامعه نسبت به آن واکنش منفی نداشته باشد و با آن مخالفت نکند و ضرری به دیگری نرساند، این را باید جایگزینی یک اخلاق بجای اخلاق قبلی دانست. اگر اخلاق رایج جامعه در جهت جامعه حرکت کند ، این تضعیف اخلاق نیست بلکه باید گفت، یک جامعه از میان رفته و دیگری جای آن را گرفته است. اگر معلوم شود قانون نسبت به انحراف از اخلاق متعارف جنسی تسامح می ورزد، ممکن است اخلاق رایج در جهت جواز آن انحراف حرکت کند و اگر اخلاق رایج در چنان جهتی حرکت کند، جامعه منهدم یا سرنگون نشده است. این تحول را نبایستی با سرنگونی اخلاق مقایسه کنیم[۸۰].

 

همان‌ طور که دورکیم جامعه را به نحوی به عنوان مبنای اخلاق مورد مطالعه قرار می‌دهد و با تنش های عمیق جامعه اش به مبانی ای که اخلاق می‌تواند بر آن استوار باشد، می اندیشد، ما نیز، با تنش های اجتماعی ناشی از تحولات سریع و برخواسته از حرکت آگاهی های جمعی مواجهیم. اما این تحولات سریع همچنان که می‌توانند مخرب باشند، در عین حال می‌توانند، آفرینشگرهم باشند. ‌بنابرین‏ نباید با ضد اخلاقی خواندن آن ها مطلقاً سرکوبشان کنیم. چرا که همان‌ طور که از دورکیم نقل کردیم، درست، در همین شرایط تنش و ناهنجاری است، در همین شرایطی که اخلاق موجود و رایج به پرسش کشیده می شود است که احساس نیاز به ارزش هایی نو و آرمان های اخلاقی جدیدی، ایجاد خواهد شد.

 

گفتار سوم- معیار ارزش‌های اخلاقی

 

دورکیم درباره اخلاق معتقد است، اگر اخلاقی وجود دارد، جز گروه متشکل از افراد بیشمار یعنی جامعه را نمی‌تواند هدف قرار دهد.«اخلاق از جایی آغاز می‌شود که وابستگی به یک گروه آغاز می‌شود»[۸۱]. و بشر تنها از آن رو موجودی اخلاقی است که در جامعه زندگی می‌کند. زیرا «اخلاقیات یعنی همبسته گروه خود بودن»[۸۲]. دورکیم درباره اخلاق فردی معتقد است اگر مراد از اخلاق فردی مجموعه وظائفی باشد که افراد آن ها را در زندگی خود تشخیص می‌دهند و بدان عمل می‌کنند و قائم به ذات افرادند این تلقی از اخلاق، یک انتزاع محض است و هیچ مصداقی در واقعیت نخواهد داشت. اخلاق در هر درجه از تکاملش هیچ‌گاه جز در جامعه وجود نداشته است و تغییرات آن همیشه تابعی است از تغییرات شرایط اجتماعی. بر این پایه در نظر گرفتن کیفیت اخلاق، بدون وجود جوامع در حکم خروج از دایره واقعیات و ورود به قلمرو فرضیه‌های بی‌پایه و تخیلات نیازمودنی است. وظایف فرد در قبال خویش در واقع همان وظایف وی در قبال جامعه‌اند.[۸۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:52:00 ب.ظ ]




 

۲-۱-۵-۳ استاندارد گذاری و تعیین وضعیت عملکرد مطلوب شاخص ها

 

تعیین معیار عملکرد و مقدار تحقّق شاخص به صورت کمّی یا کیفی و نرخ رشد عملکرد در سال­های گذشته به صورت میانگین و یا میانگین متحرک برای دو یا چند گذشته با در نظر گرفتن اهداف خاص تعیین­ شده برای آن دوره و پدیده ­های مؤثّر در نحوه­ تحقق آن شاخص، استخراج و معیّن می­گردد. در تعیین وضعیّت مطلوب عملکرد شاخص، باید واقع گرایانه و غیر بلندپروازانه عمل کرد و توافق واحدهایی که وظیفه­ی انجام و عمل به آن شاخص را برعهده دارند جلب نمود.

 

۲-۱-۵-۴ سنجش و اندازه گیری نتایج

 

برای هر شاخص، عملکرد واقعی را با بهره گرفتن از مجموعه واقعیّت­های موجود، مشخص و با استاندارد عملکرد مطلوب مقایسه کرده و نسبت به وضعیّت تحقق اهداف آن شاخص، بررسی­ های لازم انجام می­گردد.

 

۲-۱-۵-۵ استخراج نتایج

 

در نهایت تحلیل­های لازم انجام شده، و در صورت لزوم، اقدامات اصلاحی جهت بهبود عملکرد در آن شاخص را معین می­نمایند. یک نکته اینکه در نتایج عملکرد معمولاً رویکرد و دیدگاه حاکم در ارزیابی عملکرد مورد توجّه خاص قرار ‌می‌گیرد. مثلاً اگر ارزیابی عملکرد یک فرایند مورد توجه باشد، نتایج این اندازه ­گیری منتهی به تعیین وضعیّت مطلوب یا نامطلوب بودن عملکرد آن فرایند می­گردد. اگر فرایند موجب افزایش ارزش افزوده برای سازمان شود، عملکرد مطلوب وگرنه علّت منفی بودن عملکرد فرایند را باید بررسی کرد(رحیمی ، ۱۳۸۵،ص ۴۳).

 

۲-۱-۶ ارزیابی عملکرد مالی

 

عملکرد اشاره به ماهیّت و کیفیّت عملی دارد که سازمان برای هدایت مأموریتش به سمت سودآوری انجام می­دهد. توانایی مالی یک سازمان در بهره ­وری ،فروش و سودآوری، عملکرد مالی نامیده می­ شود. عملکرد مالی در شرایط و متغیرهای مختلفی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد. بسیاری از سیستم­های اندازه ­گیری عملکرد، عملکرد مالی سازمان را اندازه گیری ‌می‌کنند، مانند: فروش،سود، هزینه، بازده سرمایه گذاری(ROI)و… .این روش­های اندازه ­گیری عملکرد بیشتر بر نتایج قبلی فعالیّت ها تأکید دارند و سازمان­ها از آن ها برای درک و تشخیص تأثیر استراتژی­ها و برنامه­ هایی که اجرا شده است، استفاده ‌می‌کنند(Shahin,2011,p.107).

ارزیابی موقعیّت مالی یک شرکت در فرایند تصمیم ­گیری امری حیاتی و ضروری است، چرا که عملیات یک شرکت ممکن است با وجود تولید محصول خوب، کنترل کیفیّت منظّم و ساختار تشکیلاتی منسجم و هماهنگ، به خاطر بحران مالی دچار ورشکستگی شود(حسن زاده و همکاران،۱۳۸۸،ص ۱۹۰).

 

معیار مطلوب ارزیابی عبارت است از شاخص یا شاخص هایی که در یک نگاه کلّی بتوان آن را مبنای ارزیابی عملکرد قلمداد کرد. معیار مطلوب، وضعیت مؤسسه یا سازمان را به صورت کمّی و کیفی برای ذینفعان سازمان بیان می­ کند استفاده از معیارهای مطلوب، همان روش ارزیابی عملکرد ‌بر اساس شاخص­ های تعریف شده علمی است. لازم به ذکر است که در لیست رتبه ­بندی صد شرکت برتر کشور که هر ساله توسط سازمان مدیریت صنعتی ارائه می­گردد، از شاخص­ های اصلی زیر برای مقایسه عملکرد شرکت­ها و رتبه ­بندی آن ها استفاده می­گردد، که عبارتند از:

 

جدول۲-۲):شاخص های اصلی جهت مقایسه عملکرد شرکت‌ها(افجه و همکاران،۱۳۸۸،ص ۱۱)

 

 

 

 

 

 

  • رشد فروش
  • بازده فروش
  • رشد سود
  • بازده دارایی
  • نسبت مالکانه
  • بازده ارزش ویژه

اهداف مالی معمولاً با قابلیّت سوددهی شرکت مرتبط است و اندازه گیری می­ شود؛ برای مثال سود عملیاتی، بازده سرمایه، رشد سریع فروش، ایجاد جریان­های نقدی و اخیراًً ارزش افزوده اقتصادی از معیارهای مالی هستند(روحی و همکاران،۱۳۸۹،ص ۱۰۷).

 

پانیگراس و تئودوریدیس[۱۳] ضمن تعریف اندازه ­گیری عملکرد تحت عبارت: نظارت و برقراری فرایندی که اطمینان می­دهد، استراتژی­ های اتّخاذ شده توسط سازمان منجر به دستیابی به اهداف کلّی آن می­شوند، بیشتر مدل­های اندازه ­گیری عملکرد را بر دستیابی به تعدادی از سنجه ­ها(معیارهای) مالی کلیدی نظیر بازده سرمایه گذاری(ROI)، بازده دارایی ها(ROA) و بازده سرمایه به کار گرفته شده(ROCE)متمرکز می­دانند و آن ها این مسئله را نیز اعلام کرده ­اند که این معیارها به دلیل اینکه در اندازه ­گیری ابعاد چندگانه عملکرد از قبیل درجه چگونگی سازگار شدن با محیط در مقایسه با موفقیّت آن، شکست خورده­اند، مورد انتقاد قرار گرفته­اندPanigyrakis et al,2007,pp138-139)).

 

بنیتو[۱۴] از سه معیار عینی عملکرد به نام­های فروش، سود و نرخ بازده دارایی­ ها(ROA)استفاده کرد که فروش، تمرکز بر اثربخشی شرکت در جذب تقاضا داشت که این امر می­توانست شاخصی برای موقعیت بازار باشد ولی این مطلب را که چگونه ‌می‌توان به طور کارا به چنین موقعیتی دست یافت، منعکس نمی­نماید. سود، از طریق کارایی در محاسبه­ حاشیه سود ناخالص نمایش داده می­ شود و نرخ بازده دارایی به وسیله مقایسه­ سود در ازای منابع مورد استفاده، تأثیرات اندازه را از بین می­برد(Gonzalez-benito et al,2005,p80).

 

شوهام و دیگران[۱۵]معتقد بودند که به طور سنّتی عملکرد از راه­های زیادی عملیاتی می­شد که مثلاً شامل سهم بازار، سودآوری، بازگشت دارایی یا بازگشت سرمایه گذاری، موفقیت محصول جدید و اندازه گیری ترکیبی از این قبیل متغیرها بود(Consuegra et al,2007,p384)

 

مهمت دمیربگ[۱۶] (۲۰۰۵)، کریستس بی فوتوپولاس[۱۷] و اونجلس ال پوسماس[۱۸] (۲۰۰۹) معتقد بودند که شرکت هایی که بر بهبود کیفیت محصولات و فرایندهایشان تأکید دارند به بهبود درآمدها و کاهش هزینه ها دست می-یابند. ‌بنابرین‏ عملکرد مالی یک شرکت می ­تواند به وسیله­ افزایش سطح فروش، درآمد، سطح هزینه­ عملکرد، بازگشت سرمایه گذاری و دارایی­ ها وافزایش سهم بازار اندازه ­گیری شود(Waqas Raja,2011, p112).

 

چیکوان[۱۹] مؤلفه­ های عملکرد را در دو دسته قرار داده است که عبارتند از:

 

۱)عملکرد بازار- مشتمل بر مؤلفه های حفظ مشتری، جذب مشتری جدید

 

۲)عملکرد مالی- مشتمل بر مؤلفه های نرخ بازگشت دارایی(ROA)، سهم بازار، رشد فروش(بختیاری،۱۳۸۵،ص ۳۸).

 

هالت، توماس، کتچن و اسلی تر[۲۰] بازده سرمایه ­گذاری، بازده دارایی­ ها و بازده حقوق صاحبان سهام را به عنوان معیارهای عملکرد به کار گرفتند(Taylor et al,2008,p3).

 

فورچون[۲۱] (۱۹۹۹)به دنبال یک مجموعه گسترده­تری از معیارهای عملکرد مالی بود:درآمد، سود(حاشیه سود خالص × ۱۰۰)، دارایی­ ها، حقوق صاحبان سهام، ارزش بازار، درآمد هر سهم، درآمد هر سهم در طی ۱۰ سال، کلّ بازگشتی ها، کلّ بازگشتی ها در طی ۱۰ سال.

 

معیارهای کاپلان و نورتون[۲۲] (۱۹۹۲) بر مبنای کارت امتیاز متوازن(چشم انداز مالی) قرار داشت که به وسیله جریان وجوه نقد، رشد فروش سالانه، درآمد عملیاتی، سهم بازار و بازده حقوق صاحبان سهام اندازه گیری می­شد(Kenneth M. York et al, 2004, p29).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:51:00 ب.ظ ]




شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس.

 

اهداف فرعی

 

۱٫ اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه سرمایه‌گذاران.

 

۲٫ اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه کارشناسان.

 

۳٫ بررسی تفاوت بین اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه سرمایه‌گذاران و کارشناسان.

 

قلمرو تحقیق

 

قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی این تحقیق به صورت زیر می‌باشد:

 

قلمرو موضوعی

 

قلمرو موضوعی این تحقیق بحث و بررسی در خصوص عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری و اولویت بندی آن عوامل است.

 

قلمرو مکانی

 

از نظر مکانی این تحقیق در منطقه آزاد ارس مورد بررسی قرار گرفته است.

 

قلمرو زمانی

 

بازه زمانی که این تحقیق به انجام رسیده است عبارت است از دی ماه ۱۳۹۳ تا خرداد ماه ۱۳۹۴٫

 

استفاده‌ کنندگان از تحقیق

 

نتایج این تحقیق می‌تواند برای مسئولین و مدیران سازمان منطقه آزاد ارس و سایر مناطق آزاد کشور، سازمان‌ها و ادارات گردشگری، کارگزاران و عاملان برنامه‌ریزی و سیاست گزاری صنعت گردشگری کشور، محققان علاقمند در حوزه سرمایه‌گذاری و کسب وکار گردشگری و سرمایه‌گذاران کسب و کار گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.

 

روش تحقیق

 

نوع تحقیق

 

این تحقیق از نظر روش، یک تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده و از نظر هدف، پژوهشی- کاربردی می‌باشد.

 

روش گردآوری اطلاعات

 

مبانی نظری این تحقیق با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه‌ای و اسناد و مدارک موجود تدوین شده است، که در این راستا، مطالعات پیشین و نظریات اندیشمندان مختلف بررسی و ذکر گردیده است. پس از ارزیابی تحقیقات و نظریات مختلف، مفاهیم و متغیرهای تحقیق شکل گرفته و مدل مفهومی تحقیق ارائه شده است. اطلاعات موردنیاز برای پاسخ به پرسش‌ها از روش پرسشنامه‌ای گردآوری شده است. بدین صورت که برای انجام این تحقیق دو نوع پرسشنامه تهیه شد که یک نوع آن بعد از تعیین روایی و پایایی بین سرمایه‌گذاران توزیع گردید و در مرحله بعد از طریق آزمون فریدمن تحلیل گردید و نوع دوم پرسشنامه که با اصول تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تهیه گردید و میان کارشناسان سرمایه‌گذاری گردشگری در منطقه آزاد ارس توزیع گردید.

 

جامعه و نمونه آماری تحقیق

 

جامعه آماری این تحقیق خبرگان، مدیران و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس می‌باشد. روش انتخاب نمونه برای سرمایه‌گذاران به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و برای کارشناسان به روش گلوله برفی می‌باشد.

 

نوآوری تحقیق

 

تحقیقاتی که تا حالا در زمینه عوامل مؤثر برجذب سرمایه‌گذاری در مناطق آزاد ایران انجام شده‌اند، سرمایه‌گذاری را به صورت کلی در زمینه‌های مختلف بررسی کرده‌اند. حال آن که در این تحقیق به صورت تخصصی به بررسی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری کسب و کار گردشگری پرداخته شده است. نوآوری دیگر این تحقیق، مدل ارائه شده از نتایج تحقیق می‌باشد. این مدل اولین بار است که ‌به این شکل در سرمایه‌گذاری گردشگری مطرح می‌شود.

 

مفاهیم واژه ها و اصلاحات کلیدی

 

سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاری، دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی است که توسط سازمان‌های خصوصی یا عمومی یا دولت‌ها برای دستیابی به بازده مورد انتظار در آینده صرف می‌شود. سرمایه‌گذاری گردشگری، هدفش صنعت گردشگری می‌باشد و زمینه‌ای برای توسعه صنعت گردشگری بوده و از آن حمایت می‌کند (دویر[۵] و همکاران، ۲۰۱۰).

 

گردشگری: طبق تعریف ماتسیون و وال در اوایل دهه ۱۹۸۰، گردشگری عبارت است از: «تغییر مکان موقتی افراد به مقاصدی خارج از محل معمول کار یا اقامتشان، فعالیت‌هایی که در طول اقامت افراد در آن مقاصد انجام می‌گیرد و تسهیلاتی که به منظور برآوردن نیازهای آنان فراهم می‌شود». از نظر جعفری (۱۹۸۱) گردشگری مطالعه انسان خارج از محل سکونت معمول اوست، مطالعه صنعتی است که به نیازهای وی پاسخ می‌گوید و مطالعه اثراتی که هم انسان و هم این صنعت بر محیط فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی میزبان دارد(میسون[۶]، ۱۳۹۰).

 

سازمان جهانی گردشگری[۷] (۱۹۹۱)، تعریفی که از گردشگری ارائه می‌دهد عبارت است از: «فعالیت‌های مسافرتی افراد و اقامت خارج از محیط دائم زندگی آن‌ ها برای بیش از بیست و چهار ساعت و کمتر از یک سال پیاپی برای تفریح، تجارت و اهداف دیگر».

 

کسب و کار گردشگری: از نظر یوریلی[۸] و همکاران (۲۰۰۲)، اصطلاح کسب و کار گردشگری، کسب و کارهای حمل و نقل، اقامتگاه، تور اپراتورها، آژانس‌های مسافرتی، ترویج و تبلیغات گردشگری، کسب و کارهای حوزه بیمه و امور مالی گردشگری، مواد غذایی و آشامیدنی، سرگرمی، پارک‌های طبیعت، باغ‌وحش، کسب و کارهای مربوط به کنسرت و تئاتر، کسب و کار سازمان‌دهی جلسات و کنوانسیون‌ها، خدمات ترجمه و راهنمایی، کسب و کار تولید و فروش لوازم سفر و غیره را در بر می‌گیرد (آک بابا[۹]، ۲۰۱۲).

 

مناطق آزاد: مناطق آزاد به قلمرو خاصی در یک کشور اطلاق می‌شود که برای تسهیل و توسعه صادرات و جذب سرمایه‌گذاری به وجود می‌آید. این مناطق در زمینه‌ی صادرات کالا و جذب سرمایه‌گذاری به طور کامل آزادند و دولت‌ها سعی می‌کنند با اتخاذ ‌راهکارهای تسهیل‌کننده، زمینه‌های مناسب را برای سرمایه‌گذاری و توسعه صادرات و کسب درآمدهای ارزی به وجود آورند (مرادپور و کمالی اردکانی، ۱۳۸۸).

 

تعاریف عملیاتی

 

زیرساخت‌ها: از ابعاد عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری گردشگری در این تحقیق که شامل امکانات و تسهیلات اقتصادی مانند: حمل و نقل (جاده‌ای، ریلی، هوایی) و امکانات اولیه (آب، برق، گاز، فاضلاب و فناوری و اطلاعات) و اجتماعی مانند: آموزش، بهداشت و … می‌باشد و مبتنی بر نمره‌ای است که سرمایه‌گذاران و کارشناسان گردشگری در مقیاس محقق ساخته به زیرساخت‌ها، اختصاص می‌دهند. سوالات ۱ و ۲ پرسشنامه به زیرساخت‌ها مربوط بوده و با بهره گرفتن از طیف ۵ گزینه‌ای لیکرت اندازه‌گیری می‌شوند.

 

جذابیت‌های محیطی: از ابعاد عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری گردشگری در این تحقیق که شامل جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی و انسان‌ساخت (ویژه) می‌باشد و مبتنی بر نمره‌ای است که سرمایه‌گذاران و کارشناسان گردشگری در مقیاس محقق ساخته به جذابیت‌های محیطی، اختصاص می‌دهند. سوالات ۳ تا ۵ پرسشنامه به جذابیت‌های محیطی مربوط بوده و با بهره گرفتن از طیف ۵ گزینه‌ای لیکرت اندازه‌گیری می‌شوند.

 

شرایط اقتصادی: از ابعاد عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری گردشگری در این تحقیق که شامل متوسط درآمد سالیانه، هزینه به‌کارگیری نیروی انسانی، نرخ بهره، نرخ تورم و نرخ ارز می‌باشد و مبتنی بر نمره‌ای است که سرمایه‌گذاران و کارشناسان گردشگری در مقیاس محقق ساخته به شرایط اقتصادی، اختصاص می‌دهند. سوالات ۶ تا ۱۰ پرسشنامه به شرایط اقتصادی مربوط بوده و با بهره گرفتن از طیف ۵ گزینه‌ای لیکرت اندازه‌گیری می‌شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ب.ظ ]




 

حق اجرای قرارداد مهم ترین ضمانت اجرای قانونی در زمان عدم اجرای قرارداد است، زیرا فرض بر این است که نفع اصلی متعهدله در اجرای عین تعهدات شخص متعهد است. اجرای عین تعهد اساساً با دیگر ضمانت اجراها متفاوت است و مهم ترین آن ها‌ است. این امر از طرفی می‌تواند حق متعهد و از جنبه ای دیگر می‌تواند حق متعهدله باشد؛ یعنی گاهی ممکن است متعهدله، خود خواستار اجرای عین تعهد باشد و گاه وی مجبور به قبول اجرای دوباره متعهد است. اجرای عین تعهد در این نوشته دارای دو مفهوم عام و خاص است:

 

الف- مفهوم عام اجرای عین تعهد، که شامل جبران هر نوع عدم اجرایی که غیر منطبق با مفاد قرارداد باشد می‌گردد. یعنی هر گاه هر نوع تعهدی که به موجب قرارداد بر دوش متعهد قرارداد قرار بگیرد و وی تعهد را اصلاً انجام ندهد یا در مهلت مقرر انجام ندهد یا ناقص اجرا کند، اجرای عین تعهد موضوعیت پیدا می‌کند. این عدم اجرای تعهد ممکن است شامل یک فعل باشد مثل تعمیر یک وسیله نقلیه یا جزء تعهداتی باشد که راجع به یک کالا است و اجرا نشده یا ناقص اجرا شده است، مثل عدم تحویل کالا یا قیمت، تحویل کالای معیوب، یا کالایی که با توصیفات به عمل آمده از آن در قرارداد مطابقت ندارد. در حقیقت هرکجا که خریدار با اجرای عقد، به آن چه برای آن قرارداد بسته بود دست پیدا می‌کند، اجرای عین تعهد در مفهوم عام خویش موضوعیت پیدا می‌کند. مثلاً در فرضی که کالای فروخته شده به خریدار معیوب بوده یا قطعه ای از آن کالا مفقود باشد، با رفع عیب کالا یا قرار دادن قطعه مفقود یا در فرض عدم امکان رفع عیب، با جایگزین کردن کالا در مهلت مناسب، خریدار به کالایی که مطلوب قراردادی وی بوده دست پیدا می‌کند. حق اجرای عین تعهد که با قائل شدن حق اصلاح برای متعهد قرارداد به دست می‌آید، چند مزیت دارد: اول این که متعهدله به آن چه در قرارداد مقرر است دست می‌یابد. دوم این که از مشکلات تعیین خسارت اجتناب می شود و سوم اینکه نیروی الزام آور عقد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

 

ب- مفهوم خاص اجرای عین تعهد

 

در این مفهوم، اجرا شامل تعهدات بر جا مانده ای می شود که به طریقی غیر از تعمیر یا جایگزینی انجام می‌گردد. به عبارت دیگر، اجرا در این مفهوم بیشتر شامل تعهداتی می‌گردد که مربوط به انجام کار یا ارائه خدمتی از سوی متعهد است. برخی از کارها و خدمات مربوط به ویژگی های شخص متعهد می‌باشد که دخالت شخص متعهد در اجرا را می طلبد، مثل تعهد خواننده ای به اجرای یک کنسرت. این گونه تعهدات چنان به ویژگی های شخصی طرف مربوط می شود که اگر وی نخواهد یا نتواند تعهد را انجام دهد، متعهدله به مطلوب قراردادی خویش نمی رسد. البته این مفهوم شامل تعهداتی که موضوع آن پرداخت مبلغی پول از سوی متعهد به متعهدله است نیز می‌گردد. به عنوان یک قاعده، همیشه امکان اجرای تعهدات پولی وجود دارد. تعهد پولی به هر گونه تعهدی گفته می شود که در خصوص پرداخت مبلغی پول است، فارغ از این که شکل پرداخت چگونه است یا چه واحد پولی است. این امر حتی شامل تعهدات ثانویه از قبیل پرداخت سود یا پرداخت مبلغ ثابتی پول به عنوان خسارت نیز می شود[۱۲۳].

 

حقوق ایران، حق متعهد به اصلاح مورد تعهد در مفهوم خاص آن را در قالب اجبار به اجرای عین تعهد پذیرفته و مورد تأکید قرار داده است و در صورت امکان ایفای عین تعهد، راهی برای فسخ قرارداد مقرر ننموده است. چون عقودی که بر طبق قانون منعقد شده بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است و فقط در صورتی لزوم وفای به عهد زایل می شود که عقد به رضای طرفین اقاله یا به یک علت قانونی فسخ گردد. ماده ۲۳۰ قانون مدنی در تأیید این لزوم آورده است: «عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می کند، بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می‌باشند». به عبارت دیگر در صورت تخلف از وفای به عهد، ناقض قرارداد ملزم به ایفای آن می‌گردد. به همین منوال، در صورتی که یکی از طرفین که ملزم به انجام فعل یا ترک فعلی شده است، از انجام شرط تخلف ورزد، طرف دیگر می‌تواند از دادگاه تقاضای اجبار وی را به وفای به شرط کند. چنان چه مشروط علیه قادر به انجام آن نباشد، باز هم حق فسخ وجود نخواهد داشت و حاکم می‌تواند موجبات انجام آن را توسط شخص ثالث یا حتی خود متعهد فراهم آورد و در صورتی که ایفای عین تعهد از این طریق هم ممکن نباشد، به عنوان آخرین راه حل، حق فسخ قرارداد را خواهد داشت. ملاحظه می‌گردد که در حقوق ایران حق موسعی برای اصلاح مورد تعهد از سوی متعهد به رسمیت شناخته شده است. هر چند این حق در قالب اجبار به انجام تعهد است، اما این اجازه را چه با اجبار و چه با اختیار، به متعهد داده است تا مورد تعهد را اصلاح کند و اجرایی کامل و منطبق بر قرارداد را به متعهدله تحویل دهد. با این حال همان طور که در فصل بعد خواهد آمد، حق متعهدله به دریافت خسارت برقرار است.

 

گفتار چهارم: حق اصلاح مورد تعهد در اسناد بین‌المللی و حقوق ایران

 

بند اول: در اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی

 

اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی برخلاف آن چه در اصول اروپایی خواهیم دید، شرایط و آثار اصلاح مورد تعهد را به طور واضح بیان نموده و ابهامی در این باره به جا نگذاشته است. در ماده ۴-۱-۷ که ‌در مورد جبران عدم اجرای تعهد از سوی طرف متخلف است می خوانیم:

 

۱- طرف مسئول عدم اجرا به هزینه خود می‌تواند هر عدم اجرایی را جبران کند به شرط اینکه:

 

الف: بدون تأخیر غیرموجه اخطاری مبنی بر نحوه پیشنهاد جبران عدم اجرا و زمان بندی آن به طرف دیگر بدهد.

 

ب: اقدام جبرانی مذبور در اوضاع واحوال مورد نظر مناسب باشد.

 

ج: طرف زیان دیده نفع مشروعی در رد اقدام جبرانی مذبور نداشته باشد.

 

د: اقدام جبرانی بلافاصله انجام شود.

 

۲- حق جبران عدم اجرای تعهد با اخطار فسخ قرارداد از بین نمی رود.

 

۳- در صورت اخطار مؤثر برای جبران عدم اجرا، حقوق طرف متضرر که ناهماهنگ با اجرای تعهد از

 

سوی طرف مقصر است، تا انقضای زمان جبران، معلق می شود.

 

۴- طرف زیان‌دیده می‌تواند تا زمان جبران عدم اجرا از انجام تعهداتش خودداری کند.

 

۵- با وجود جبران عدم اجرا، طرف زیان‌دیده حق خود را برای مطالبه خسارت ناشی از تأخیر و نیز خسارت ناشی از جبران یا صدماتی که جبران نیز آن را برطرف نکرده، حفظ می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:07:00 ب.ظ ]




N: تعداد جامعه

 

n: تعداد نمونه

 

З:مقدار اشتباه مجاز

 

p ,q :برآورد نسبت صفت متغیر=۰٫۵

 

۱-۷-خلاصه و جمع‌بندی

 

در این فصل به بیان مسئله پرداخته شد وهمچنین سؤالات تحقیق بیان شد که با بهره گرفتن از آن‌ ها به بیان فروض و مدل تحقیق پرداختیم. به طور خلاصه به روش‌شناسی تحقیق پرداخته شد که با بهره گرفتن از جامعه آماری تعداد نمونه مورد بررسی پژوهش با بهره گرفتن از فرمول کوکران برای جامعه محدود به دست آمد.

 

فصل دوم

 

ادبیات پژوهش

 

۲-۱-مقدمه

 

پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش عوامل بازاریابی رابطه مند بر عملکرد شرکت‌های دانش بنیان هست. این فصل به منظور بررسی خاستگاه موضوع و آشنایی با نظرات بزگان علم مدیریت و صاحب‌نظران این حوزه ‌در مورد این موضوع و نیز معرفی تحقیقات تجربی انجام‌شده در این مورد به دو بخش تقسیم شده است. بخش اول شامل مبانی نظری است که به بررسی خاستگاه موضوع و نظرات بزرگان ‌در مورد این موضوع می‌پردازد. بخش دوم به بررسی مطالعات تجربی انجام‌شده ‌در مورد موضوع می‌پردازد که در دو قسمت به مطالعات تجربی خارجی و مطالعات تجربی داخلی اشاره دارد.

 

۲-۲-مبانی نظری

 

۲-۲-۱- بازاریابی رابطه مند

 

دوام و بقای شرکت‌ها بستگی به مشتریان آن‌ ها دارد و هر قدر بتوانند مشتریان فعلی خود را حفظ نمایند در بلندمدت موفق تر خواهند بود. دیدگاه اصلی حفظ مشتریان این است که باید به صورت پیوسته باعرضه ارزش برتر به مشتری، رضایت وی را تأمین کرد. (کاتلر[۱]،۲۰۰۱) یکی از این راه‌ها استفاده از بازاریابی رابطه مند است.

 

علی‌رغم توجه و تأکید بر اهمیت بازاریابی رابطه مند و وجود مطالعات بسیاری که پیرامون موضوعات اصلی بازاریابی رابطه مند صورت گرفته است، کاربردی کردن این مفهوم هنوز با ابهام مواجه است.از اوایل سال ۱۹۸۰، بسیاری از شرکت‌ها به برقراری تعاملات پایدار با تا مین کنندگان و سایر ذی‌نفعان خود رو آوردند و پس از آن در اوایل سال ۱۹۸۳ واژه بازاریابی رابطه مند برای اولین بار مطرح شد (وانگ و شوهال[۲]،۲۰۰۲). در واقع سه عامل باعث ایجاد و افزایش محبوبیت بازاریابی رابطه در اواخر سال۱۹۸۰ و اوایل سال۱۹۸۱میلادی شدند. اولین دلیل، بحران انرژی در اواخر سال ۱۹۷۰ بود که موجب بروز تورم بی‌سابقه در قیمت مواد اولیه تولیدی شد و بسیاری از شرکت‌های آمریکایی فعال در زمینه صنایع الکترونیک، فولاد، آلومینیوم، مواد شیمیایی و منسوجات تحت فشار رقبای خارجی از میدان خارج شدند. ‌بنابرین‏ نگهداری مشتریان و برقراری روابط بلندمدت با آنان مورد توجه قرار گرفت. (ونوس ،۱۳۹۰)

 

مفهوم بازاریابی رابطه مند اولین بار در ادبیات بازاریابی آمریکا در مقاله بری[۳] در سال۱۹۸۳ عنوان شد. بازاریابی رابطه مند در میان رشته‌های بازاریابی خدمات و بازاریابی صنعتی پدیدار گشته است. پدیده بیان‌شده به وسیله این مفهوم شدیداًً توسط روندهای مستمر در تجارت مدرن مورد حمایت قرار می‌گیرد. (دوبیسی[۴]،۲۰۰۷) اساس و پایه این شاخه از بازاریابی که ارتباط تنگاتنگی با رفتار مصرف‌کننده دارد و از دل تحقیقات مربوط به روابط بین خریدار و فروشنده در کسب و کارهای متوسط و نسبتاً بزرگ به وجود آمده است. در این پارادایم به جای نگرش خصمانه به مقوله چانه‌زنی در هر معامله، خریدار و فروشنده برای رسیدن به اهداف خود با یکدیگر به توافق می‌رسند و در یک قالب طرح‌ریزی شده نسبت به هم تعهداتی پیداکرده و روابط خود را شکل می‌دهند. (ورای و همکاران[۵]،۲۰۰۷). بری بازاریابی رابطه مند را به عنوان یک راهبُرد جهت جذب ، حفظ و تقویت رابطه با مشتری مورد توجه قرارداد( وانگ و سوهال (،۲۰۰۲). بازاریابی رابطه مند یک راهبُرد برای جذب ، حفظ و ارتقاء ارتباط با مشتریان است. به طوری که اهداف هردو طرف درگیر در رابطه تامین شود.( دوبیسی (،۲۰۰۷). بازاریابی رابطه مند به همه فعالیت‌های بازاریابی که به سوی برقراری ، توسعه و حفظ مبادلاتی ارتباطی موفق پیش می رود اشاره دارد( مورگان و هانت[۶]،۱۹۹۴). بازاریابی رابطه مند مجموعه فعالیت‌هایی است که هدف از آن‌ ها ایجاد پیوند بلندمدت و سودمند میان یک سازمان و مشتریانش برای تامین مزیت متقابل برای طرفین است( لاولاک و رایت (،۱۳۸۵) . با توجه به تحقیقات بسیاری که در زمینه بازاریابی رابطه مند صورت پذیرفته در هر کدام از این تحقیقات ابعاد کلیدی مختلفی از جمله اعتماد، برابری ،خیرخواهی ،تعهد ،همدلی ،شایستگی ،ارتباطات ،بازاریابی رابطه مند داخلی ، وفای به عهد ،تجربیات خوب ، پیوند اجتماعی ، رضایت مشتری ، کنترل تعارض و مشارکت در اسرار برای بازاریابی رابطه مند در نظر گرفته شده است. که ما در این تحقیق بر روی ابعاد اعتماد ، تعهد ، ارتباطات ، کنترل تعارض ، ارزش‌های مشترک و همبستگی تمرکز می‌کنیم.

اما در نهایت فلسفه بازاریابی رابطه مند از چند بعد قابل بررسی است(دوبیسی،۲۰۰۷):

 

    • بعد تاکتیکی: روابط به عنوان ابزاری برای ترفیع در فروش به کار گرفته می‌شوند.در این خصوص می توان به توسعه فناوری اطلاعات در جهت ایجاد جنبه‌های مختلف وفاداری اشاره کرد.هرچند اجرا چنین پروژه هایی پرهزینه بوده ولی در عوض فرصت بسیار مناسبی را در جهت ایجاد وفاداری و سودآوری برای شرکت ایجاد می‌کند.

 

    • بعد استراتژیک: هدف از روابط پیوند خوردن با مشتریان و ایجاد وفاداری در نزد مشتریان است.امروزه اغلب مدیران ارشد سازمان ها از مشتریان خود درخواست می‌کنند تا با آن ها تماس بگیرند و نیاز های خود را در میان بگذارند. برای مثال رئیس بخش آمریکای شمالی شرکت پپسی کولا روزانه دست کم با چهار مشتری تماس می‌گیرد و با آ ن ها به گفتگو می پردازد.

 

  • بعد فلسفی: از بعد فلسفی برقراری این روابط به سمت قلب مفهوم بازاریابی که همان مشتری محوری است و درک نیاز ها و انتظارات اوست،پیش می رود.برای درک بهتر مفهوم بازاریابی رابطه مند با آنچه بیشتر در بازاریابی سنتی مطرح می شد، به مثال زیر توجه کنید:یک بازار رقابتی مثل صنعت خودرو را درنظر بگیرید که در آن تولید کنندگان در نظر دارند اتومبیل های خود را از نظر اصول طراحی ،راحتی ،ایمنی ،سرعت و قدرت به صورت سنتی تولید کرده و آن را در نظر مشتریان متفاوت جلوه دهند. عده ای دیگر از تولیدکنندگان نیز قصد دارند با ارائه خدمات پس از فروش و ارائه ضمانت نامه ،وحصول خود را متفاوت جلوه دهند.اما در این بین تولیدکنندگانی هم هستند که قصد دارند با شناختی که از مشتری و سوابق و علایق وی دارند به او مشاوره هایی در زمینه‌های مختلف مثل چگونگی تامین مالی برای خرید خودرو ،نگهداری ،بیمه ،تعویض و یا حتی فروش داده و بدین وسیله اعتماد وی را جلب و روابط مستحکم تری با مشتری برقرار کنند(دوبیسی،۲۰۰۷).

۲-۲-۱-۱-انواع بازاریابی رابطه‌مند

 

مرگان و هانت در سال۱۹۹۴ و چهارالگویی از انواع بازاریابی رابطه مند ارائه کردند:

 

جهت دست‌یابی به روابط پایدار توجه به نکات زیر ضروری است

 

    • رابطه بین سازندگان قطعات و ملزومات و خریداران جهت تا مینبه هنگام و بهینه‌سازی کیفیت محصولات

 

    • رابطه بین سازمان و شرکت‌هایخدماتی مثل مؤسسات تحقیقات بازاریابی، آژانس‌های تبلیغاتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:22:00 ق.ظ ]




۲-۱-۵ بیمه های اجتماعی و شخصی

 

بیمه، به دو بخش عمومی و خصوصی و به عبارت دیگر، اجتماعی و شخصی تقسیم می‌گردد. در بیمه های اجتماعی، کوشش بر آن است که از خطرات اجتماعی و مخارجی که متوجه افراد معینی از طبقات کم درآمد است جلوگیری نموده و خسارت آنان جبران شود. برخلاف بیمه های شخصی که شرط استفاده از تسهیلات خدماتی و حمایتی، پرداخت سهم و قبول مشارکت در صندوق یا قرارداد بیمه است. در بیمه های اجتماعی، دولت از بودجه های عمومی، هزینه های خدماتی را تأمین می‌کند و چون ارائه خدمات رایگان است، سرمایه های هزینه شده، بازگشت ندارد، ولی در بیمه های خصوصی، هم سرمایه از آنِ اعضا و مشترکان است و هم وجوه به دست آمده میان سهام داران توزیع می‌گردد (کاوانو[۱۶]، ۲۰۰۸، ۵۶).

 

به علت خطرهایی که جان مردم را تهدید می‌کند، قانون برای حمایت از مردم، بیمه های اجتماعی را اجباری اعلام می‌کند و به همین دلیل به آن بیمه ناشی از قانون نیز می‌گویند. کارگران و طبقات ضعیف و کم درآمد که قشر بزرگ هر جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند و بیشتر نیازمند بیمه هستند؛ معمولا نه به لزوم بیمه و فایده آن واقف هستند و نه توان مالی پرداخت حق بیمه را دارند. لذا دولت‌ها به منظور حمایت از این قشرهای آسیب پذیر جامعه که بخش بزرگی از آن نیروی کار و بازوی تولید جامعه محسوب می‌شوند قانون بیمه های اجباری و یا بیمه های اجتماعی را تصویب نموده است. در این بیمه، بخش بزرگتر حق بیمه توسط کارفرما و بخش کوچکی از آن توسط بیمه شده پرداخت می‌گردد. بیمه شدگان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می‌توانند بیمه شوند (لارسون[۱۷]، ۲۰۱۲، ۳۶).

 

۲-۱-۶تفاوت بیمه های اجتماعی با بیمه های بازرگانی

 

الف –بیمه‌هایاجتماعیبهدلیلالزامقانونیآن،اجباریمی‌باشد،امابیمه‌هایبازرگانیاختیاریمی‌باشند.

 

ب –روابطبیمه‌گروبیمه‌گذاردربیمه‌هایاجتماعیبراساسمصوباتقانونیتعریفگردیدهولیدربیمه‌هایبازرگانیناشیازتوافقبیمه‌گروبیمه‌گذاروقراردادی می‌باشد.

 

ج- در بیمه های اجتماعی حق بیمه بر اساس میزان حقوق و دستمزد تعیین می‌شود. در صورتی که در بیمه های بازرگانی حق بیمه به نسبت احتمال وقوع ریسک و میزان سرمایه تعیین می‌شود.

 

د- در بیمه های اجتماعی اگر حق بیمه را کارفرما پرداخت نکند، تعهد بیمه‌گر به قوت خود باقی است، ولی در بیمه های بازرگانی انجام تعهد بیمه‌گر منوط به پرداخت حق بیمه توسط بیمه‌گذار می‌باشد.

 

ه – در بیمه های اجتماعی معمولاً شخص ثالثی (کارفرما) در پرداخت بخش اعظم حق بیمه مشارکت می‌کند، در حالی که استفاده کننده از مزایای بیمه فرد دیگری است (لادر[۱۸]، ۲۰۰۸، ۶۶).

 

۲-۱-۷ سهم اتکایی اجباری بیمه های زندگی چرایی و اثرات

 

صنعت بیمه ‌در آستانه ورود به دهه نود شمسی با تحولات بنیادی همراه بوده است، حذف نظام تعرفه‌ای، پیگیری واجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر فروش تا ۸۰درصد سهم دولت درسه شرکت از چهار شرکت بزرگ دولتی، ورود سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به عرصه صنعت، به نحوی که تعداد فعالین از چهار شرکت دولتی در اوایل دهه ۸۰ به بیش از بیست شرکت در حال حاضر ارتقا یافته است، پذیرش و عرضه سهام بیش از چهار شرکت بیمه در بورس و اوراق بهادار که ملاحظات مضاعفی را ‌در گزارشگری و نحوه انعکاس عملیات بیمه‌ای و رعایت ضوابط سازمان بورس و اوراق بهادار به همراه دارد(لاندا[۱۹]، ۲۰۰۸، ۲۹). این موارد نشان از موفقیت سیاستگذاران در تدارک زمینه‌های رقابتی، افزایش سطح بهره‌وری و نیز شفاف‌سازی در انعکاس توانگری‌های مالی در شرکت‌های بیمه دارد.با وجود همه مواردی که اشاره شد ‌بر کسی پوشیده نیست که در حال حاضر صنعت بیمه جایگاه و سهم مطلوبی دراقتصاد کشور ندارد و در این میان بیمه های زندگی شرایط به مراتب نامطلوب و نیز حساسی دارد؛ چراکه برخلاف تاکیداتی که تقریبا در همه مقاطع به رشد و توسعه آن می‌شود، هنوز مهجور مانده و سهم به مراتب اندکی از پرتفوی صنعت را دارد. این نوشته با تمرکز بر بخش کوچکی از مباحث گسترده بیمه های زندگی با عنوان «سهم اتکایی اجباری عمر اندوخته دار انفرادی»‌ در نظر دارد چرایی، اثرات و تبعات این بخش را مورد بررسی قرار دهد. امید است از این رهگذر با تحلیل صاحب نظران صنعت بیمه سیاست‌ها و راهبردهای اثربخش تامین و تدوین گردد (مک گرث، رد و بور[۲۰]، ۲۰۱۲، ۳۳).

 

۲-۱-۸ بیمه اتکایی اجباری[۲۱] چیست؟

 

در پوشش اتکایی اجباری، واگذارنده موظف می‌شود که مبلغ ثابتی از اتکایی رشته‌های خاصی را به بیمه‌گر اتکایی پیشنهاد کند و در مقابل بیمه‌گر اتکایی ناگزیر است که آن را بپذیرد‌. بیمه‌گر واگذارنده در عملیات صدور خود مختار است و می‌تواند بیمه‌نامه را به انتخاب خود با نرخ دلخواه صادر کند و خسارت‌های مربوط را نیز بپردازد، بیمه‌گر اتکایی نمی‌تواند هیچ گونه دخالتی در عملیات صدور واگذارنده داشته باشد، مگر در موارد استثنایی از قبیل قصور و کلاهبرداری واگذارنده‌. قرارداد برای بیمه گر اتکایی این مزیت را دارد که حجم کار بیشتری را نصیب خود می‌کند.‌بر اساس ماده سی و چهار آیین‌نامه ۱۳ شورای عالی بیمه ‌مصوب ۲۶ خرداد سال ۱۳۵۳ سهم اتکایی اجباری در بیمه های زندگی ۵۰ درصد تعیین شده است و این بند به‌رغم گذشت ۳۷ سال تاکنون بدون تغییر مانده است. برای مثال ‌بر اساس ماده سی و چهار آیین‌نامه ۱۳چنانچه شرکت بیمه‌ای، بیمه‌نامه عمر اندوخته‌داری را با حق بیمه سال اول یک میلیون تومان صادر نماید با فرض سن و سرمایه فوت متعارف، حدود ۷۵۰هزار تومان ذخیره ریاضی در پایان سال اول ایجاد می‌شود که جزو تعهد بیمه‌گر و شریک اتکایی است (‌بدون در نظر گرفتن مشارکت در منافع)(سوارد[۲۲]، ۲۰۱۴، ۶۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 02:35:00 ب.ظ ]




 

نگرش انسان‌مداری چنان که از نامش پیدا‌ است اصالت را به انسان می‌دهد و معتقد است بشر موجودی است که می‌خواهد ذات و وجود خود را تحقق بخشد و با ویژگی‌های طبیعی و اکتسابی خاص خود، از تمام موجودات زنده، بالاتر رود. هدف آموزش و پرورش را در کمک به تحقق ذات انسان خلاصه می‌کند. هدف برنامه‌درسی، ایجاد و ارائه تجربیات ذاتاً ارزشمند و ارضا‌کننده به هر یادگیرنده است. از نظر آنان، خودشکوفایی آرمان اصلی تربیتی است(ملکی،۱۳۹۳). به دلیل وجود این نوع نگاه به انسان است که می‌توان اشتراکاتی بین روانشناسی انسان‌مدار و اندیشه دینی قائل شده و خود‌شکوفایی را به نوعی پرورش فطرت در انسان دانست.

 

انسان‌مدارها شکوفایی ارگانیزم را منبعی انرژی بخش و مبنایی برای انگیزش فرد می‌دانند که نه تنها موجب ادامه زندگی، بلکه موجب کمال و پیشرفت انسان می‌شود. واژه خودشکوفایی برای اولین بار، توسط کورت‌گلداشتاین[۶] در سال ۱۹۳۹ به کار برده‌شد. از نظر او خودشکوفایی، انگیزه اصلی انسان است که تمام اعمال او را در برمی‌گیرد، از رفتارهای ساده‌ای همچون خوردن و آشامیدن تا بالاترین رفتارهای انسان(مادّی[۷]، ۱۹۸۹؛ به نقل از نیک صفت، ۱۳۸۵). آن ها گرایش به خودشکوفایی را تنها عامل به حرکت درآورنده انسان به سوی کمال می‌دانند.

 

یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین افراد در روانشناسی انسان‌گرایی، آبراهام هارولد‌مازلو است. او به استعداد بالقوه انسان برای کمال، عمیقاً توجه داشت. به گفته مازلو هر فردی با استعدادهای مشخصی به دنیا آمده و در جستجوی آن است که آن ها را در طول زندگی خود شکوفا نماید(جلالی تهرانی،۱۳۸۷). این استعدادهای مشخص، انگیزه‌ای برای رشد و کمال او قرار می‌گیرد و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست سوق می‌دهد. بدین‌ترتیب استعداد بالقوه برای کمال و سلامت روان از بدو تولد در او وجود دارد اما اینکه استعداد بالقوه آدمی تحقق یا فعلیت می‌یابد یا خیر، به عوامل فردی و اجتماعی بستگی دارد که آن را همراهی می‌کند و یا باز می‌دارد. به نظر مازلو انگیزه آدمی نیازهای مشترک و فطری است که در سلسله مراتبی از نیرومندترین تا ضعیف‌ترین نیاز قرار می‌گیرد. شرط اولیه دست‌یافتن به تحقق خود، ارضای نیازهایی است که پیش از نیاز تحقق خود قرار دارد. این نیازها عبارتند از نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک، نیازهای ایمنی، نیازهای محبت و احساس‌تعلق، نیاز به احترام، نیازهای دانستن و فهمیدن(شولتز، ترجمه خوشدل، ۱۳۷۵).

 

مازلو اعتقاد دارد اگر همه این نیازها برآورده شدند آن‌گاه انسان به سوی عالی‌ترین نیاز یعنی نیاز به تحقق خود روی می‌آورد. وی نیاز به تحقق خود(خودشکوفایی) را به عالی‌ترین نیاز که فعالیت ارگانیسم را در جهت تحقق استعدادها و توانایی‌های بالقوه هدایت می‌کند، تعریف ‌کرده‌است؛ یا تمایل نسبت به کامل‌شدن تدریجی آنچه که ویژگی فردی شخص ایجاب می‌کند و شدن هر آنچه که شخص شایستگی شدنش را دارد(مازلو،ترجمه رضوانی، ۱۳۷۴).

 

از جمله شخصیت‌های دیگر در این زمینه، کارل راجرز[۸] را می‌توان نام برد. راجرز در نظام شخصیت، به یک انگیزش یا یک نیاز اساسی که همان حفظ، فعلیت و پیشرفت تمامی جنبه‌های شخصیت است قائل است. از نظر او تمامی انسان‌ها یک نیروی انگیزشی اساسی دارند که گرایش به شکوفایی است. راجرز گرایش به شکوفایی را گرایشی فطری می‌داند که از طریق آن، ارگانیزم به پرورش دادن تمام استعدادهایش به طوری که بتواند به زندگی ادامه دهد و پیشرفت کند، می‌پردازد(پروچاسکا و نورکراس[۹]، ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۹). این فرایند که در سراسر زندگی ادامه می‌یابد مهم‌ترین هدف زندگی است. راجرز(به نقل از سلطان القرائی و مصرآبادی،۱۳۸۶) معتقد بود انسان‌ها توان به واقعیت درآوردن استعدادهای نهفته خویش را دارند که همین گرایش خود شکوفایی نیروی انگیزشی انسان‌هاست. به نظر او انسان کامل، انسانی خواهد بود که بتواند استعدادهای بالقوه خود را به صورت بالفعل درآورد. کمال انسانی در گرو به تحقق درآوردن ویژگی‌های پنهان و بی همتای اوست.

 

راجرز این فرایند رشد و کمال انسان را در ساختمان ژنتیک، به عنوان « نقشه پیش ساخته » در افراد می‌داند که به صورت فرایندی است که همواره در حرکت رو به جلو است و هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد (شولتز، ترجمه خوشدل،۱۳۷۵). این موضوع همان مفهوم «شدن» در دیدگاه راجرز است. این مفهوم، فرایند تبدیل شدن همیشگی انسان به چیزی را بیان می‌کند و بیانگر این است که انسان هرگز ایستا و بی‌حرکت نیست و مسئولیت دارد توانایی‌های بالقوه خود را تا حد امکان به صورت بالفعل درآورد (زیگلر[۱۰] و هگل[۱۱]، ۱۹۹۲؛ به نقل از نیک‌صفت، ۱۳۸۵).

 

از دیگر افرادی که می‌توان در این زمینه نام برد اریک فروم[۱۲] است. فروم معتقد بود که انسان گرایشی فطری به رشد و نمو و تحقق بخشیدن به توان خود دارد. این تکلیف اصلی و هدف نهایی و ضروری او در زندگی است(شولتز،ترجمه سیدمحمدی،۱۳۸۱). در واقع از نظر او هدف نهایی و فطری زندگی، تحقق بخشیدن به توانایی‌ها و استعداد ‌ها‌ است. اگر به افراد فرصت داده شود این گرایش فطری شکوفا خواهد شد و امکان حداکثر استفاده از استعداد بالقوه را خواهد داد.

 

فروم شخصیت سالم را دارای جهت‌گیری بارور می‌داند و این مفهوم به انسان خواستار تحقق خود مازلو شباهت دارد. جهت‌گیری بارور در نظر فروم بدین معنی است که انسان توانایی به کار بردن همه قابلیت‌ها و شکوفا‌کردن یا تشخیص‌دادن همه توانایی‌های بالقوه خود را دارا است(کریمی،۱۳۷۴).

 

از جمله افراد دیگر می‌توان به کارل گوستاو یونگ[۱۳] اشاره کرد. به اعتقاد او انسان بدون توجه به سن، رشد و نمو می‌کند و همواره به سوی سطح کامل‌تری از خودشکوفایی حرکت می‌کند. یونگ در نظریه خود تفرّد را مطرح می‌کند. تفرّد به معنی فرد شدن، برآوردن استعدادهای شخص و پرورش‌دادن خود شخص. از نظر او گرایش به سوی تفرد، فطری و اجتناب ناپذیر است اما عوامل محیطی مانند فرصت‌های آموزشی و اقتصادی و حتی نوع رابطه والد- کودک به آن کمک می‌کند یا مانع از آن می‌شود. زمانی که تفرد به دست می‌آید نوعی حالت تعادل هماهنگ به وجود آمده است(شولتز، ترجمه سیدمحمدی،۱۳۸۱).

نظریه معناگرایی فرانکل[۱۴] نیز پیش‌فرض سخن گفتن از تکامل انسانی را قبول امور فطری و استعدادهای درونی انسان می‌داند و اشاره دارد که اگر قرار است انسان، استعدادها و ظرفیت‌های خود را در بهترین شکل آن شکوفا کند، باید اول وجود و حضور آن ها را در خود باور کند (فرانکل،ترجمه ایزدی،۱۳۷۵).

 

دیدگاه انسان‌گرا در برنامه درسی که بر اساس اندیشه مارنو[۱۵] شکل گرفته است نیز، به گونه‌ای ‌به این مبحث پرداخته است. از نظر او هر انسان یک ماهیت درونی اساسی دارد که شبه غریزی، ذاتی، معین و طبیعی است. این خصوصیات بالقوه‌اند نه بالفعل. ‌بنابرین‏ باید با دید تکاملی به آن ها نگریسته شود. این خصوصیات غالباً تحت‌تأثیر عوامل تعیین‌کننده خارجی‌(‌مانند فرهنگ، خانواده، محیط و یادگیری) فعلیت می‌یابند یا فراموش می‌شوند. (به نقل از ملکی،۱۳۹۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 08:05:00 ق.ظ ]




 

لذا یافته های حاصل از این پژوهش می‌تواند در پیشگیری از طلاق، بالا بردن سطح آگاهی کارمندان از انواع باورهای ارتباطی می شود که میزان تعارضات زناشویی را کاهش دهد و سطح کیفی زندگیشان را افزایش دهد.

 

 

اهداف پژوهش

 

هدف اصلی

 

تبیین رابطه وابستگی به دیگران و باورهای ارتباطی با تعارضات زناشویی

 

اهداف جزئی

 

۱- تبیین رابطه وابستگی به دیگران و ابعاد آن با تعارضات زناشویی و ابعاد آن

 

۲- تبیین رابطه باورهای ارتباطی و مؤلفه های آن با تعارضات زناشویی و ابعاد آن

 

۳- تبیین نقش پیش‌بینی کنندگی تعارضات زناشویی بر اساس وابستگی به دیگران و باورهای ارتباطی.

 

فرضیه های پژوهش

 

۱- بین وابستگی به دیگران و ابعاد آن با تعارضات زناشویی و ابعادآن رابطه معنادار وجود دارد.

 

۲- بین باورهای ارتباطی و مؤلفه های آن با تعارضات زناشویی و ابعاد آن رابطه معنادار وجود دارد.

 

سؤال پژوهش

 

کدام یک از متغیرهای وابستگی به دیگران یا باورهای ارتباطی پیش‌بینی کننده خوبی برای تعارضات زناشویی می‌باشند؟

 

تعاریف مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق

 

تعاریف نظری

 

تعارض زناشویی

 

تعارض عبارت است از یک حالت هیجانی منفی که به علت ناتوانی در انتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار و سازگار به وجود می‌آید. به سخن دیگر تعارض زمانی پیش می‌آید که فرد نتواند دست کم از دو راه سازش پذیر یکی را انتخاب کند(یانگ و لانگ[۸]، ۲۰۰۶).

 

تعارض زناشویی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن ها، خود محوری و اختلاف در خواسته ها، طرح های رفتاری در رفتارهای غیر مسئولانه در خصوص ارتباط زناشویی و ازدواج ناشی می شود(فرحبخش، ۱۳۸۳).

 

باورهای ارتباطی

 

در رویکرد شناخت درمانی بک بر فرضیه‌ها و باورهای موجود در طرح واره های شناختی زن و شوهر، تأکید شده است به نظر بک وقتی طرح واره های شناختی (باورها و فرضیه‌ها) تحت تأثیر تحریفات شناختی قرار می گیرند، حکم قاعده ها یا باورهای غیر منطقی را پیدا می‌کنند که این باورهای افراطی و بسیار مطلق باعث می‌شوند نظام تفسیری زوجین به صورت غیر منطقی و نادرست عمل کند و زن و شوهر در تعاملات خوددچار تعارض شوند(بک،ترجمه ، قراچه داغی، ۱۳۸۰).

 

وابستگی به دیگران

 

هر چیزی که به صورت اعتیاد یا عادت در می‌آید و تعادل روحی و روانی را بر هم می زند نوعی وابستگی است. وابستگی یعنی اینکه فرد کنترل زندگی خود را به دست دیگران می سپارد و یا وقتی به چیزی مثل پول و امثال آن وابستگی و تعلق خاطر دارد این بدان معنی است که شادی و ناشادی راپول تضمین می‌کند (وین دایر[۹]،۲۰۰۵).

 

تعاریف عملیاتی

 

تعارض زناشویی

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی و دیگران (۱۳۸۷) کسب می‌کند. حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این آزمون کسب کند، ۵۴ و حداکثر نمره ای که آزمودنی می‌تواند کسب کند ۲۷۰ می‌باشد. نمره بالا به معنای تعارض شدید و نمره پایین به معنای تعارض کم تفسیر می شود.

 

مؤلفه های مختلف تعارض زناشویی

 

۱- کاهش همکاری، که پرسش های ۴، ۱۲، ۱۸، ۲۵، ۳۴ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۵ و حداکثر نمره ۲۵ می‌باشد.

 

۲- کاهش رابطه جنسی، که پرسش های ۵، ۱۳، ۱۹، ۳۵، ۴۰ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۵ و حداکثر نمره ۲۵ می‌باشد.

 

۳- افزایش واکنش های هیجانی، که پرسش های ۶، ۱۴، ۲۰، ۲۷، ۳۶، ۴۲، ۴۹، ۵۱ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۸ و حداکثر نمره ۴۰ می‌باشد.

 

۴- افزایش جلب حمایت فرزند که پرسش های ۹، ۲۲، ۳۱، ۳۸، ۴۴ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۵ و حداکثر نمره ۲۵ می‌باشد.

 

۵- افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود که پرسش های ۸، ۱۵، ۲۱، ۲۹، ۳۷، ۴۳ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۶ و حداکثر نمره ۳۰ می‌باشد.

 

۶- کاهش رابطه فردی با خویشاوندان همسر و دوستان که پرسش های ۱، ۲۳، ۳۲، ۴۶، ۵۰، ۵۳ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۶ و حداکثر نمره ۳۰ می‌باشد.

 

۷- جدا کردن امور مالی از یکدیگر که پرسش های ۲، ۱۰، ۱۷، ۲۴، ۳۳، ۳۹، ۴۸ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۷ و حداکثر نمره ۳۵ می‌باشد.

 

۸- کاهش ارتباط مؤثر که پرسش های ۳، ۷، ۱۱، ۱۶، ۲۶، ۲۸، ۳۰، ۴۱، ۴۵، ۴۷، ۵۲، ۵۴ این جنبه را می سنجد حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این جنبه کسب نماید ۱۲ و حداکثر نمره ۶۰ می‌باشد.

 

باورهای ارتباطی

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه باورهای ارتباطی ایدلسون و اپشتاین[۱۰] (۱۹۸۲) کسب می‌کند.

 

مؤلفه های مختلف باورهای ارتباطی

 

۱- باور به تخریب کنندگی مخالفت (D): که پرسش های ۱، ۶، ۱۱، ۱۶، ۲۱، ۲۶، ۳۱، ۳۶ این جنبه را می سنجد.

 

۲- توقع ذهن خوانی (M)، که پرسش های ۲، ۷، ۱۲، ۱۷، ۲۲، ۲۷، ۳۲، ۳۷ این جنبه را می سنجند.

 

۳- باور به عدم تغییر پذیری همسر © که پرسش های ۳، ۸، ۱۳، ۱۸، ۲۳، ۲۸، ۳۳، ۳۸ این جنبه را می سنجند.

 

۴- کمال گرایی جنسی (S) که پرسش های ۴، ۹، ۱۴، ۱۹، ۲۴، ۲۹، ۳۴، ۳۹ این جنبه را می سنجند.

 

۵- با ور ‌در مورد تفاوت های جنسیتی (MF) که پرسش های ۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۲۵، ۳۰، ۳۵ ، ۴۰ این جنبه را می سنجند.

 

وابستگی به دیگران

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه وابستگی به دیگران ثنایی و دیگران (۱۳۸۷) کسب می‌کند. حداقل نمره ای که آزمودنی می‌تواند از این آزمون کسب کند، ۴۸ و حداکثر نمره ای که آزمودنی می‌تواند کسب کند ۲۵۰ می‌باشد. نمره بالا به معنای وابستگی زیاد به دیگران و نمره پایین به معنای وابستگی کم تفسیر می شود.

 

خرده مقیاس های وابستگی به دیگران:

 

۱-اتکا عاطفی به دیگران،که پرسش های

 

۴۷،۴۵،۴۳،۴۰،۳۸،۳۵،۳۳،۲۹،۲۶،۲۲،۱۹،۱۶،۱۵،۹،۷،۶،۳، این جنبه را می سنجد.

 

۲-فقدان اعتماد به خود،که پرسش های

 

۴۶،۴۴،۴۱،۳۹،۳۶،۳۲،۳۰،۲۷،۲۴،۲۳،۲۰،۱۹،۱۷،۱۳،۱۰،۵،۲، این جنبه را می سنجد.

 

۳-تأیید خودمختاری،که پرسش های

 

۴۸،۴۲،۳۷،۳۴،۳۱،۲۸،۲۵،۲۱،۱۸،۱۴،۱۱،۸،۴،۱،این جنبه رامی سنجد.

 

فصل دوم

 

ادبیات و پیشینه پژوهش

 

مقدمه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 10:24:00 ب.ظ ]